آخرین اخبار سایت

رژیم‌های غذایی مطابق با گروه‌خونی

آیا گروه‌خونی بهترین راه برای تعیین رژیم‌غذایی است؟ در این مقاله می‌خواهیم بیشتر درمورد این رژیم‌های غذایی توضیح دهیم و ببینیم آیا قادر به کم کردن وزن شما هستند یا خیر.

این روزها از زبان بسیاری از متخصصین تغذیه درمورد رژیم‌های غذایی مطابق با گروه‌های خونی می‌شنوید که ادعا می‌کنند با این برنامه‌های غذایی هم می‌توانید وزنتان را پایین بیاورید، هم سالمتر باشید و هم خطر بسیاری از بیماری‌ها را از خود دور کنید.

بسیاری از مراجعین این متخصصین هم گزارش می‌کنند که این رژیم‌ها بیشتر از آنکه بر تغییر سایز آنها تاثیر داشته باشد، احساس بسیار خوبی به آنها داده و سطح انرژی آنها به طور قابل‌ملاحظه‌ای بالا برده است. 

با این وجود بسیاری از متخصصین تغذیه با این برنامه‌های غذایی مخالف هستند و معتقدند که این تئوری کاملاً پوچ است.

احتمالاً دوست دارید بدانید که این تئوری واقعاً چیست؟

آماده باشید که در برابر علم کور شوید! 

دکتر پیتر دادامو، بنیان‌گذار این تئوری اعتقاد دارد که گروه‌خونی ما طریقه کنار آمدن ما با موادغذایی مختلف را تعیین می‌کند. تئوری او مبتنی بر این ایده است که هر گروه‌خونی نشانگر آنتیژن خاص خود را دارد (ماده‌ای که  بدن آن را خارجی تلقی می‌کند) و این نشانگر با برخی از موادغذایی واکنش بدی می‌دهد و این مسئله  می‌تواند منجر به بسیاری از مشکلات جسمانی شود. علاوه‌براین، دکتر دادامو اعتقاد دارد که سطح اسیدی بودن معده و آنزیم‌های دستگاه گوارش با گروه‌خونی ما در ارتباط است. درنتیجه، می‌گوید، با دنبال کردن رژیم‌غذایی که مخصوص گروه‌خونی فرد تنظیم شده است، بدن موادغذایی را بسیار بهتر و کارآمدتر هضم و جذب می‌کند و درنتیجه وزن فرد پایین می‌آید.

اما اینجا این تئوری عجیب‌تر و جالب‌تر می‌شود. دکتر دادامو عقیده دارد که ازآنجا که گروه‌خونی مختلف در زمان‌های مختلفی در طول تاریخ کشف شده‌اند، باید رژیم‌غذایی مبتنی بر نوع موادغذایی که پیشینیان ما زمانی که اولین بار گروه‌خونیمان کشف شد استفاده می‌کردند، داشته باشیم!

گروه‌های خونی چه زمان کشف شدند؟

اولین گروه‌خونی که کشف شد، گروه خونی O بود که به پیشینیان شکارچی ما در ۵۰،۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. دکتر دادامو اعتقاد دارد که چون پیشینیان گروه‌خونی O ما با یک رژیم‌غذایی سرشار از پروتئین که مبتنی بر گوشت بوده است، بقا یافته بودند، افرادی که گروه‌خونی O دارند باید یک برنامه‌غذایی با میزان بالای پروتئین را در قرن بیست و یکم دنبال کنند.

بعد از آن گروه‌خونی A شناخته شد که به ۱۵،۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح برمی‌گردد. در آن زمان عصر شکار به سر آمده بود و پیشینیان ما جوامع مبتنی بر کشاورزی را بنیان نهاده بودند. کشف گروه‌خونی A در این دوران به این معنی بود که پیشینیان ما با یک رژیم‌غذایی مبتنی بر سبزیجات بسیار خوب زندگی می‌کرده‌اند. 

گروه‌خونی B حدوداً ۱۰،۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح کشف شده است که  متعلق به پیشینیان چادرنشسن و کوچ‌گر ما بوده است. آنها زمین‌های کشاورزی خود را ترک کرده و شروع به گشت و گذار روی زمین کردند و بطور مداوم از جایی به جایی دیگر کوچ می‌کردند. درنتیجه، تئوری دکتر دادمو باور دارد که افراد با گروه‌خونی Bدر قرن بیست و یکم می‌توانند از انوع و اقسام موادغذایی ازجمله گوشت، لبنیات، سبزیجات و دانه‌ها استفاده کنند.

آخر از همه گروه‌خونی AB حدوداً ۱۰۰۰ سال پیش کشف شد! دکتر دادمو اعتقاد دارد که این گروه‌خونی به پیشینیان ما کمک کرده است که وارد دنیای مدرن کنونی شوند. به این معنی که افرادی که گروه‌خونی AB دارند، می‌توانند از ترکیبی از موادغذایی که هم برای گروه‌خونی A و هم برای گروه‌خونی B مناسب است، استفاده کنند. 

احتمالاً دوست دارید با این نوع رژیم‌غذایی با جزئیات بیشتر برای هر گروه‌خونی آشنا شوید.

گروه‌خونی O

دکتر دادامو اعتقاد دارد سیستم گوارش ما خاطرات پیشینیان ما را نگه می‌دارد و به همین دلیل افراد با این گروه‌خونی باید یک برنامه‌غذایی شبیه به شکارچی‌ها داشته باشند. به‌عبارت‌دیگر، افراد با گروه‌خونی O باید یک رژیم‌غذایی پر پروتئین، کم‌کربوهیدرات با مقدار زیادی گوشت و ماهی اما بدون لبنیات، دانه‌ها و گندم، دنبال کنند.

اگر به نظرتان آشنا می‌رسد، به این دلیل است که رژیم‌غذایی که به افراد با گروه‌خونی O پیشنهاد می‌شود تقریباً شبیه به رژیم‌های پروتئینی کنونی مثل رژیم‌غذایی اتکینز است. غذاهایی که در این رژیم‌ها می‌توانید آزادانه مصرف کنید، گوشت، ماهی، روغن‌زیتون است؛ موادغذایی که می‌توانید به اندازه متوسط مصرف کنید تخم‌مرغ، آجیل، دانه‌ها و برخی سبزیجات و میوه‌های خاص است؛ و موادغذایی که نباید استفاده شوند شامل لبنیات، حبوبات، سیریال‌ها، نان، پاستا و برنج می‌باشد. برای تکمیل رژیم‌غذایی‌تان، دکتر دادامو انجام مقدار زیادی ورزش هوازی مثل ایروبیک و دویدن را پیشنهاد می‌کند: درست مثل پیشینیان شکارچی ما!

گروه‌خونی A

براساس گفته‌های دکتر دادامو، دستگاه گوارش خیلی خوب بخاطر می آورد که پیشینیانمان بالاخره سکنی گزیده، به کشاورزی مشغول شده و مقدار زیادی سبزیجات و حبوبات و مقدار کمی گوشت مصرف می‌کرده‌اند. درنتیجه، افراد با گروه‌خونی A باید رژیم‌غذایی گیاهخواری را پیش بگیرند اما آنها هم باید از مصرف لبنیات دوری کنند. این یعنی موادغذایی مثل آجیل، دانه‌ها، حبوبات، سیریال‌ها، پاستا، برنج، میوه‌ها و سبزیجات همه باید جزء غذاهای مصرفی آنها باشد. ورزش‌های آرامش‌بخشی مثل یوگا و گلف هم برای آنها مناسب است.

گروه‌خونی B

فقط یک نفر از هر ۱۰ نفر گروه‌خونی B  دارد و وقتی در نظر بگیریم که افراد با این گروه‌خونی کمترین محدودیت غذایی را دارند واقعاً تاسف‌برانگیز است. درست مثل پیشینیان ما با گروه‌خونی B که  به خاطر  سفرهای زیاد می‌توانستند با هر نوع ماده‌غذایی زنده بمانند، موادغذایی بسیار کمی هست که افراد با این گروه‌خونی باید از آنها پرهیز کنند مثل غذاهای فراوری‌شده و آجیل و دانه‌ها توصیه نمی‌شود و مقدار کمی غذاهای پرکربوهیدرات هم برای آنها مناسب است. درمورد ورزش هم دکتر دادامو اعتقاد دارد که فعالیت‌هایی که به فعالیت ذهن نیز نیاز دارد مثل تنیس، شنا و پیاده‌روی برای آنها مناسب است -- مطمئناً پیشینیان ما موقع آنهمه راه رفتن در سفرها کلی فکر می‌کردند!

گروه‌خونی AB

افراد با این گروه‌خونی نادر باید از ترکیبی از موادغذایی که برای گروه‌های خونی A و B توصیه می‌شود، استفاده کنند. شاید وقتی در نظر بگیرید که گروه خونی B می‌تواند از انواع موادغذایی استفاده کند اما گروه‌خونی A باید یک رژیم گیاهخواری را دنبال کند، به نظر گمراه‌کننده برسد! دکتر دادامو با توصیه اینکه گروه‌خونی AB باید در اکثر اوقات یک رژیم‌غذایی گیاهخواری را دنبال کند و هرازگاهی کمی گوشت، ماهی و لبنیات مصرف کند، مشکل را حل می‌کند. درمورد ورزش هم همینطور است--افراد با گروه‌خونی AB باید تمرینات آرامشبخش را با فعالیت‌های نسبتاً شدید ترکیب کنند.

متخصصین چه می‌گویند؟

متخصصین پزشکی به طور کل عقیده دارند که این تئوری کاملاً پوچ است و باور دارند که هیچ ارتباطی بین گروه‌خونی و رژیم‌غذایی افراد وجود ندارد. درنتیجه متخصصین تغذیه باکفایتی را پیدا نمی‌کنید که چنین رژیم‌های غذایی را توصیه کنند.

البته نگرانی‌های مختلفی هم وجود دارد به این ترتیب که رژیم‌غذایی که برای گروه‌های خونی Oو A پیشنهاد می‌شود بسیار محدود است و انواع اصلی گروه‌های غذایی در آن وجود ندارد.

در دراز مدت این می‌تواند به مصرف کم موادمغذی که برای سلامت ما ضروری هستند منجر شود. مثلاً قطع مصرف لبنیات موجب جذب ضعیف کلسیم می‌شود که شما را در معرض پوکی‌استخوان قرار می‌دهد و پرهیز از مصرف گوشت فرد را در معرض فقر آهن و درنتیجه کم‌خونی قرار می‌دهد. 

اما آیا این رژیم‌غذایی به کم کردن وزن کمک می‌کند؟

احتمال بسیار زیاد بله، اما دلیل آن این است که در اکثر این رژیم‌ها،گروه‌های خاص از موادغذایی حزف می‌شوند. دکتر دادامو هیچ اشاره‌ای به مقدار وزنی که کم می‌کنید نکرده است و به این بستگی دارد که تا چه میزان رژیم‌غذایی‌تان را محدود کنید.

آیا این رژیم‌ها نقطه قوتی دارند؟

نقاط مثبت زیادی برای این رژیم‌ها وجود ندارد که مشخصاً مبنی بر داستان‌های علمی-تخیلی هستند تا علمی-واقعی. اما، در این موارد هم درست مثل رژیم‌های غذایی دیگر، باعث می‌شود که به چیزهایی که در حال حاضر می‌خورید فکر کنید و تصمیم بگیرید که اصلاحاتی در برنامه‌غذایی‌تان ایجاد کنید. علاوه بر این، رژیم‌های غذایی مبنی بر گروه‌خونی استفاده از موادغذایی تازه و طبیعی را توصیه می‌کند که به شما برای کنار گذاشتن غذاهای فراوری‌شده، آماده، شکلات و قهوه زیاد کمک می‌کند. 

این رژیم‌ها چه نقاط ضعفی دارند؟

نقاط منفی این رژیم‌های غذایی بسیار زیادند. قبل از هر چیز نیاز به تعیین گروه‌خونی‌تان است که اگر آن را ندانید، مجبور خواهید شد که به بیمارستان یا درمانگاه رفته و آزمایش خون بدهید. و اگر قرار باشد که همه اعضای خانواده این رژیم‌ها را دنبال کنند، درست کردن غذاها به دردسری عظیم تبدیل خواهد شد چون ممکن است هر فرد گروه‌خونی مختلفی داشته باشد. اما مهمتر از اینها، این یک روش بد دیگر برای کم کردن کالری‌های مصرفی است و نگران‌کننده‌ترین مسئله آن این است که بااینکه به شما کمک می‌کند وزنتان را پایین بیاورید، در درازمدت بر سلامت شما تاثیر خواهد داشت. با همه این حرف‌ها، اگر هنوز مایلید این رژیم‌ها را امتحان کنید، بهتر است فقط به مدتی کوتاه آن را دنبال کنید و آن را مقدمه‌ای برای شروع یک برنامه‌غذایی سالم‌تر بدانید.


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: گروه‌خونی ,رژیم‌غذایی ,موادغذایی ,پیشینیان ,غذایی ,دکتر ,دکتر دادامو ,رژیم‌های غذایی ,اعتقاد دارد ,گروه‌های خونی ,دادامو اعتقاد ,دکتر دادام

بهترین موادغذایی برای سیگاری‌ها

بعضی موادغذایی می‌توانند تاثرات مخرب سیگار را کاهش دهند؛
 
براساس مرکز کنترل و پیشگیری از بیماری‌های امریکا، کشیدن سیگار سالانه جان بیشتر از ۴۰۰،۰۰۰ نفر را در دنیا می‌گیرد. خودداری از مصرف سیگار خطر ابتلا به سرطان‌های ریه و سکته را کاهش می‌دهد. همچنین داشتن یک رژیم‌غذایی سالم و متعادل به شما برای مقابله با این بیماری‌ها کمک می‌کند. جای دادن برخی موادغذایی مفید برای سیگاری‌ها در برنامه‌غذایی‌تان سلامت عمومی شما را ارتقا داده و آسیب‌های وارد بر ریه‌تان را تخفیف می‌دهد.

موادغذایی سرشار از ویتامین C

ویتامین C آنتی‌اکسیدانی بسیار قوی است که در افراد سیگاری بسیار کم می‌شود. آنتی‌اکسیدان‌هایی مثل ویتامین‌ C به از بین بردن رادیکال‌های آزاد که سلول‌های سالم ریوی را تخریب می‌کنند، کمک می‌کند. براساس موسسه لاینون پاولینگ، افراد سیگاری می‌بایست ویتامین C اضافه مصرف کنند. مردان سیگاری روزانه به ۱۲۵ میلی‌گرم و زنان سیگاری به ۱۱۰ میلی‌گرم ویتامین C نیاز دارند. این موسسه عنوان می‌کند که ویتامین C تاثیر ویتامین E بدن را نیز تقویت می‌کند. موادغذایی سرشار از ویتامین C عبارتند از طالبی، آب پرتقال، انبه، بروکلی و کلم‌پیچ.

موادغذایی سرشار از امگا-۳

سرطان ریه یکی از علل اصلی مرگ و ناتوانی در افراد سیگاری است. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۵ توسط آژانس تحقیقات سلامتی انجام گرفت، مشخص شد که موادغذایی سرشار از امگا-۳ از ایجاد سلول‌های سرطانی در ریه‌ها جلوگیری می‌کند. موادغذایی سرشار از امگا-۳ عبارتند از: ماهی تن، دانه سویا، روغن زیتون، آجیل و دانه‌ها.

چای سبز

چای سبز نوشیدنی بسیار سالم است که یک نوع آتی‌اکسیدان خاص به نام پلی‌فنول در خود دارد. طبق تحقیقاتی که در فوریه ۲۰۱۰ انجام گرفت، احتمال ابتلا به سرطان ریه در سیگاری‌هایی که چای سبز مصرف نمی‌کنند در مقایسه با آنهایی که حداقل یک فنجان چای سبز در روز می‌نوشند، ۱۰ برابر است.

میوه‌ها

میوه‌های تیره رنگ مثل بلوبری، تمشک و پرتقال سرشار از آنتی‌اکسیدان هستند. مصرف موادغذایی حاوی آنتی‌اکسیدان به کاهش ابتلا به بیماری‌های قلبی-عروقی کمک می‌ند. براساس گزارشی که در سال ۲۰۰۵ به چاپ رسید، بلوبری با فعالیت آنزیمی که آنزین تبدیل‌کننده آنژیوتانسین نامیده می‌شود و موجب آسیب رسیدن به رگ‌های خونی قلب می‌گردد، مقابله می‌کند. علاوه بر این، بلوبری میزان استرس اکسیداتیو را در بدن افراد سیگاری کاهش می‌دهد. استرس اکسیداتیو ایجاد سلول‌های سرطانی و بیماری‌های قلبی را افزایش می‌دهد.
اگر شما هم از آندسته افردی هستید که چند وقتی است دکمه‌های پیراهن‌هایشان به زور بسته می‌شود و مدام به فکر فصل استخر و دریا هستند که در راه است، احتمالاً به این نتیجه رسیده‌اید که دیگر وقت تغییر است. اما فکر رژیم گرفتن و محدود کردن غذا عذابتان می‌دهد.

بااینکه کم کردن وزن به طور مستقیم با کم‌خوری و تحرک بیشتر در ارتباط است، نیازی نیست که حتماً خودتان را شکنجه بدهید و از خوردن همه چیز محروم کنید. با استفاده از این پنج نکته خیلی راحت می‌توانید به وزن ایدآل خود برسید.
 
۱. شاد باشید.

همه کسانی که بعد از یک روز سخت کاری یک بستنی قیفی برای خود خریده و می‌خورند می‌دانند که یک روز سخت می‌تواند همه مقاصد و اهداف آنها برای سالم غذا خوردن را نابود کند. اما یک تحقیق جدید نتیجه‌ای را اثبات می‌کند که بسیاری از ما همین الان هم از آن آگاهیم: محققان دریافته‌اند که افراد سرزنده و شاد انتخاب‌های غذایی سالم‌تر و مغذی‌تری دارند تا افراد افسرده با روحیه ضعیف. وقتی حالمان خوب است و شاد هستیم، احتمال بیشتری وجود دارد که قدم عقب گذاشته و چشم‌انداز کاری که می‌کنیم را نگاه کنیم. به همین دلیل احتمال انجام کاری که برای آینده‌مان مفیدتر باشد بیشتر است. ناراحت و افسرده بودن، تمرکز ما بر چیزهایی که برایمان مفید هستند را از بین برده و اولین و راحت‌ترین گزینه که پیش رویمان است را انتخاب می‌کنیم و آن احتمالاً چیزی نخواهد بود جز غذاهای پرکالری و مضر.

نمی‌توانید الان خودتان را برای دیدن نیمه پر لیوان متقاعد کنید؟ متخصصین پیشنهاد می‌کنند که نگاهتان به آینده باشد، بدون نیاز به اینکه به اهداف سلامتی توجه داشته باشید. وقتی به سوپرمارکت می‌روید، اجازه بدهید که ذهنتان کمی گشت و گذار کند و به این فکر کند که آن مغازه در ۵ سال آینده چه شکلی خواهد شد و یا وقتی به این فکر می‌کنید چه تنقلاتی بخورید، به این فکر کنید که چه نوع تنقلات مضری در آینده به شهرت خواهد رسید. نگاه کردن به آینده به شما کمک می‌کند توجه دقیق‌تری به انتخاب آن لحظه‌تان داشته باشید.

۲. سرعتتان را کم کنید.

متخصصین تغذیه زمان زیادی است که از تند غذا خوردن منع می‌کنند زیرا مغز برای پردازش پیام «سیری» به زمان نیاز دارد. اگر کند غذا خوردن را امتحان کرده‌اید اما باز هم محتوای بشقاب غذایتان با یک چشم بر هم زدن تمام می‌شود، ممکن است به کمی کمک بیشتر نیاز داشته باشید. برای جلوگیری از این مسئله می‌توانید غذایتان را فقط با چنگال بخورید زیرا غذاخوردن با آن سخت‌تر بوده و زمان بیشتری خواهد برد.

۳. تا می‌توانید میوه بخورید.

بااینکه میوه‌ها موادغذایی بسیار سالم هستند اما می‌توانند قند موردنیاز روزانه شما را تامین کنند. تحقیقات جدید نشان داده‌اند که مصرف بسیاری از میوه‌ها به طور کامل تاثیرات یک رژیم‌غذایی پرچربی را با جلوگیری از اضافه شدن وزن و پایین نگه داشتن سطح قند خون از بین می‌برد. به طور کل انواع مختلف توت‌ها بخاطر محتوی بالای پلی‌فنول خود که نوعی آنتی‌اکسیدان است، میوه‌های بسیار سالم و مفیدی به شمار می‌روند. 

۴. پیشرفتتان را پیامک کنید.

داشتن یک دفتر یادداشت غذایی یک راه عالی برای کم کردن وزن است. زیرا نوشتن هر یک لقمه غذایی که می‌خورید مجبورتان می‌کند بیشتر مراقب آنچه می‌خورید باشید. اما ممکن است کار خسته‌کننده‌ای شود و نتوانید آن را ادامه دهید. از طرف دیگر تکیه کردن به یک پیام روزانه بسیار ساده‌تر است. در تحقیقی که در دانشگاه دوک (Duke) انجام گرفت، زنان باردار فقط با ارسال پیامک درمورد چند اطلاعات اولیه مثل تعداد قدم‌هایی که در روز راه رفته‌اند و اینکه غذای فست‌فود خورده‌اند یا خیر، چندین کیلو وزن کم کردند.

بیشتر افراد در این تحقیق برای دنبال کردن و کنترل دقیق مقدار غذایی که در روز می‌خوردند و میزان ورزش و فعالیت جسمی‌شان مشکل داشتند. به همین دلیل محققان این تحقیق سعی کردند این گزارش‌رسانی‌ها را از طریق ارسال پیامک برای شرکت‌کننده‌ها ساده‌تر کنند و همین دلیل تاثیرگذاری آن بوده است. برای اینکه این روش برای شما هم موثر واقع شود، از یکی از دوستان یا اعضای خانواده‌تان بخواهید هر روز سوالی درمورد اهداف و وضعیت رژیم‌غذایی و ورزشتان برای شما پیامک کند. 

۵. بخوابید.

تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که کم‌خوابی با چاقی در ارتباط است اما در یک تحقیق جدید که در دانشگاه کلودارو انجام گرفت، مشخص شد که فقط با پنج شب کم‌خوابی می‌توانید حسابی به اندامتان آسیب بزنید. در این تحقیق افرادیکه شب‌ها فقط ۵ ساعت می‌خوابیدند طی یک هفته چیزی در حدود یک کیلوگرم اضافه کردند. کم‌خوابی می‌تواند بر متابولیسمتان تاثیر گذاشته و باعث شود بیشتر بخورید--مخصوصاً به صورت غیرارادی در شب موقع تماشای تلویزیون یا گشتن در اینترنت. راه‌حل: خواب کافی شبانه را به صورت یک اولویت درآورید. خواب هم درست به اندازه یک برنامه‌غذایی خوب و فعالیت جسمی برای سلامتی‌تان اهمیت دارد.
 
به جای اینکه با آمدن تابستان به فکر شروع یک رژیم‌غذایی تازه باشید، سعی کنید این تغییرات را در سبک زندگیتان ایجاد کنید تا بدون عذاب دادن خودتان وزن کم کنید.

منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: موادغذایی ,می‌کند ,افراد ,ویتامین ,سرشار ,سیگاری ,موادغذایی سرشار ,انجام گرفت، ,افراد سیگاری ,بسیار سالم ,همین دلیل ,ایجاد سلول‌های سرطانی ,می

ازدواج و احساسات

امروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال، سرزنده
بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده، بی تاب،
ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول و یـا مــصمم؟
هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها در عرض یک روز
به چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!! 

فکر کردن به این موضوع نیز ترس آور است، اما این امر هر روزه و همه روزه در زندگی خانوادگی، و شغلی اتفاق می افتد و چنین احساساتی زمانی که شما دارای فرزند نیز بشوید، تشدید خواهند شد. ما باید یاد بگیریم که چگونه می توانیم در مقابل احساسات یکدیگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهیم؛ البته باید توجه داشته باشید که انجام این کار چندان ساده نخواهد بود. 

به مجرد اینکه چشمان خود را باز می کنیم و از خواب بلند می شویم در خود احساس تازه ای حس می کنیم. به خصوص اگر شما دل خوشی از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشید. کمی بد اخلاق و ترشرو می شوید. حال تصور کنید که همسر شما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خیز هم هست. او احساس سرور و شادمانی دارد. حال با خود تصور کنید: ترشرویی در مقابل سرور و شادی! ما در مقابل چنین احساساتی باید از خود چه برخوردی نشان دهیم- عکس العمل تند یا صرفا پذیرش؟ 

چه باور کنید و یا نه، برقراری تعادل در زندگی با احتساب به درک احساسات متغیری که در هر لحظه ممکن است در شخصیت فرد مقابل بروز کنند، امکان پذیر خواهد بود. ما این مقوله را به نام پذیرش احساسی می شناسیم. یک نکته اساسی در این مورد این است که نمی توان نام خوب و یا بد بر روی احساسات گذاشت البته تا زمانیکه احساسی بر خلاف اخلاقیات و از روی خشونت ظاهر نشود (به عنوان مثال کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید) و هیچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص دیگر نیست و این خود افراد هستند که آنها را به وجود می آورند. بنابراین دفعه آینده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتید و به او گفتید که: " تو باعث شدی که من چنین احساسی پیدا کنم" به خاطر بیاورید که خودتان مسبب آن احساس بخصوص در وجود خود هستید. به این دلیل که شما انسان منحصر به فردی هستید و خداوند شما را اینچنین خلق کرده است. 

بیشتر مواقع ما نمی توانیم دقیقا همان احساسی که همسرمان در یک زمان مشخص احساس می کند را درک کنیم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهی با دیگری متفاوت است. من خودم به شخصه زمانی که احساس خوشحالی می کنم بر روی لبهایم لبخند می نشیند و ترجیح می دهم قدم بزنم. اما شاید احساس خوشحالی در فرد دیگری به صورت بالا و پایین پریدن ظاهر شود و او از شدت خوشحالی در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالی وجود دارد اما راههای بروز آنها کاملا متفاوت است. 

معمولا علت بیشتر مشکلاتی که در زندگی های زناشویی بروز می کند، تنها به این دلیل است که طریقه بروز احساسات و سطوح آن در یک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هیچ کدام تلاشی برای درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمی دهند. آنها یکدیگر را نادیده می گیرند و تصور می کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنین نیست. 

زمانی که همسر من به دلیلی ناراحت است و من به هیچ وجه حتی نمی توانم سطوح اولیه ناراحتی او را درک کنم، او خیلی بیشتر عصبانی و ناراحت می شود چراکه متوجه می شود من قادر به درک احساسات او نیستم. در مثالی مشابه شاید او قادر به هضم عواطف من نباشد: زمانی که من هنگام پیروزی تیم مورد علاقه ام خوشحال می شود و با جیغ و فریاد احساسات خود را تخلیه می کنم او تصور می کند که من دیوانه شده ام که این همه قلیان احساسات از خودم نشان می دهم. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد اما نه به آن اندازه که من شاد می شوم. 

هر یک از طرفین باید یاد بگیرند که چگونه می توانند احساسات طرف مقابل خود که روز به روز و هفته به هفته تغییر می کنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل های متفاوتی را در افراد مختلف بر می انگیزد. پایه و اساس یک ازدواج موفق بر روی درک متقابل از احساسات یکدیگر و نه بی توجهی نسبت به آنها، بنا می شود. اگر چنین درکی وجود نداشته باشد، به مشکل برمی خوریم. گاهی پیش می آید که حتی خودتان نیز تحلیل درستی از احساسات شخصیتان ندارید، در همین حال از همسر خود انتظار دارید که شما را درک کند. اگر کمی دقیق تر با این مسئله برخورد کنید، متوجه خواهید شد که این انتظار شما از نظر منطقی امر درستی به شمار نمی رود. 

راه غلبه بر مشکلاتی که از این طریق در زندگی مشترک افراد بروز می کند، این است که احساسات یکدیگر را بپذیرید و تلاش کنید تا احساسات خود را برای طرف مقابل شرح داده و به حرف های او نیز گوش دهید. 

به عنوان مثال: یک خانم در مورد مسئله ای متعجب می شود و آقا یک نگاهی که معمولا مردها تحویل زن ها می دهند، را به او پس می دهد. این مطلب در ذهن خانم نفش می بندد و دفعه آینده که آقا چنین احساس مشابهی را در مورد چیز دیگری پیدا کرد، خانم هم همان عکس العمل را به او تحویل می دهد. اما اگر خانم احساس خود را برای او بیشتر توضیح دهد و یک مثال کاملا ملموس بیاورد "مثل احساس خوشایندی که در زمان پذیرفتن سر پرستی یک کودک بی سرپرست به انسان دست می دهد" که تا حد زیادی شادی آور است، آقا هم این فرصت را پیدا می کند که او را بهتر درک کند و از مشکلات بعدی نیز تا حد بسیار زیادی جلوگیری به عمل می آید. این امر راهکار مناسبی برای برقراری ارتباط و اگاهی از احساسات باطنی و عمیق طرف مقابل است. 

به خاطر داشته باشید که بر روی هیچ احساسی نمی توان نام خوب و یا بد گذاشت بجز زمانی که بر اساس آن احساس بخصوص از شما عملی سر بزند و از خود واکنش نشان دهید. شاید نتوانیم احساسات خود را کنترل کنیم اما حداقل می توانیم رفتار و اعمالی که در حول محور احساسات بروز می کنند را کنترل و سپس مهار کنیم. 

صبح که از خواب بلند می شوید نگاهی به هم بیندازید و با خود بگویید که می خواهید احساسات یکدیگر را در ک کنید، سپس دست های یکدیگر را بفشارید و هم را ببوسید و در آغوش بگیرید: احساسات شما با انجام این کار به طور کلی تغییر خواهند کرد و فضای رمانتیکی ایجاد می شود و هر دوی شما می توانید شادی موجود را احساس کنید. روز خوبی داشته باشید و از وجود هم لذت ببرید. 

مـوفـقـیت در ازدواج تنها در تامین مادیات خلاصه نمی شـود، 
بلکه باید برای رسیدن به آن تلاش کنیم. تحقیقات گویای این
مـطــلب هستند که تمام افراد خانواده در یک زندگی مشترک
سـالم، سـعـادتمـند و کامل از مزایای آن بهرمند خواهند شد.
در ایـن قسمت نتـیـجه تحقـیـقـاتی را که در مورد داشتن یک
ازدواج سالم به عمل آمده را از نظرتان می گذرانیم. 

هــمه ما می دانیم که خداوند به مزایای زندگی مشترک آگاه
است و به همین دلیل بوده که زن ها و مردها را تشویق به ازدواج کرده و نتیجه این تحقیق چیزی جز سخنان خداوند نیست. 


مزایای ازدواج برای کودکان و نوجوانان 

تحقیقات نشان می دهد که کودکانی که در آغوش گرم خانواده بزرگ می شوند برتری های بیشتری نسبت به سایرین دارند که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد: 

احتمال ورود آنها به دانشگاه بالاتر است . 
از نظر آکادمیک بچه های موفق تری هستند . 
از نظر جسمی سالم تر هستند . 
از نظر عاطفی سالم تر هستند. 
احتمال خودکشی در آنها کمتر است . 
نا آرامیها و نا هنجاری های کمتری را در مدرسه از خود نشان می دهند . 
احتمال کمتری وجود دارد که قربانی سوء استفاده های جنسی شوند . 
کمتر از الکل و مواد مخدر استفاده می کنند . 
کمتر مرتکب جنایت می شوند . 
ارتباط بهتری با پدر و مادر خود دارند . 
وقتی ازدواج کردند احتمال طلاق کمتر است . 
پیش از ازدواج حامله نمی شوند و یا کسی را بارور نمی کنند . 
کمتر مبتلا به بیماری های جنسی می شوند . 
در زمان نوجوانی از نظر جنسی فعال نمی باشند . 
در فقر بزرگ نمی شوند . 


مزایای ازدواج سالم برای خانم ها 

تحقیقات نشان می دهد که خانم هایی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هایی که در ازدواج های نا موفق هستند، مزایای بیشتری دارند؛ از جمله: 

از ارتباط خود راضی تر هستند . 
از نظر احساسی سالم تر هستند . 
از نظر مالی غنی تر هستند . 
کمتر قربانی خشونت، سوء استفاده های جنسی و یا سایر جرم ها میشوند . 
تلاش کمتری برای خودکشی انجام می دهند . 
از الکل و مواد مخدر استفاده نمی کنند . 
کمتر دچار بیمارهای آمیزشی می شوند . 
زیر خط فقر به سر نمی برند . 
با فرزندان خود ارتباط بهتری برقرار می کنند . 
از نظر جسمانی سالم تر هستند . 


مزایای ازدواج سالم برای مردها

تحقیقیات مزایای بسیار زیادی را در مورد مردانی که در یک ازدواج سالم هستند نسبت به سایر آقایون پیدا کرده است. به نمونه های زیر توجه کنید: 

عمر طولانی تر . 
سلامت جسمانی . 
تامین مالی . 
اشتغال بلند مدت . 
دستمزد بالاتر . 
ریسک کمتر در روی آوردن به مواد مخدر و مشروبات الکلی . 
داشتن ارتباط بهتر با فرزندان . 
داشتن ارتباط جنسی رضایت بخش تر . 
احتمال کمتر در ارتکاب به جرم و جنایت . 
احتمال کمتر در ابتلا به بیماری های آمیزشی . 
احتمال کمتر در خودکشی . 


مزایای ازدواج سالم برای اجتماع

زمانی که در جامعه درصد افرادی که در یک ازدواج سالم هستند بیشتر شود مزایای بی شماری نیز به همراه آن به اجتماع وارد می شود. موارد زیر از نمونه های آن می باشد: 

داشتن شهروندان سالم از نظر فیزیکی . 
دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسی . 
بالا رفتن درصد افراد تحصیلکرده . 
کاهش خشونت های خانوادگی . 
کاهش آمار جرم و جنایت . 
کاهش حاملگی در نوجوانان . 
کاهش میزان ارتکاب به جرم در جوانان و نوجوانان . 
بالا رفتن میزان مالکیت ملکی . 
کاهش میزان مهاجرت . 
افزایش ارزش دارایی های افراد . 
کاهش نیاز به خدمات مشاوره خانوادگی . 

 

یـکـی از دوسـتـانـم یـک روز بـه مـن گـفـت که گاهی توضیح واضحات
میـدهـم. شما هم شاید به طعنه چنین فکری در مورد من بکنید. به
هـر حـال هـمـه مــردم می دانند که ازدواج پایان دوران نامزدی است،
اینطور نیست؟ 

نه. شما و یا همسرتان تصور می کنید که باید به کارهایی که در دوران نامزدی انجام می داده اید، ادامه دهید. 

قبل و بعد
اجازه دهید من با یک مثال این مطلب را برایتان بیشتر باز کنم. "مریم" با "بابک" ازدواج می کند. مریم در دوران نامزدی موهایش را تا شانه ها بلند می کند زیرا میداند که بابک آن را دوست می دارد. روزهای پنج شنبه اغلب برای تماشای فوتبال تیم مورد علاقه بابک به استادیوم می روند. هر چند مریم از فوتبال خوشش نمی آید اما دوست دارد وقت خود را در کنار بابک بگذراند و می داند بابک هم دوست دارد که با او به تماشای مسابقه بنشیند. او برای پیروزی تیم مورد علاقه بابک فریاد می کشد و بابک هم تصور می کند که او از تماشای بازی فوتبال لذت می برد. 

زوجین هر شب با هم تلفنی صحبت می کنند، احساسات، آرزوها، ناکامی ها و کلیه وقایعی که در طول روز برایشان اتفاق افتاده را با یکدیگر در میان می گذارند. مریم از روی گشاده ای که بابک از خود نشان می دهد لذت می برد و بابک نیز لذت می برد که توانسته کسی را پیدا کند که شباهت های زیادی به او دارد. بارها و بارها جمعه شب ها بابک مریم را برای صرف شام به یک رستوران زیبا می برد. مریم از گل هایی که بابک برایش هدیه می آورد بسیار خوشحال می شود. 

بعد از مدتی بابک پول هایش را پس انداز می کند و برای مریم یک انگشتر می خرد. وقتی از مریم می خواهد که با او ازدواج کند، او با کمال میل قبول کرده، پاسخ مثبت می دهد و بعد از چند ماه با یکدیگر ازدواج می کنند. 

برای یک سال اول هر دو بسیار شاد و خوشحال هستند، اما در نیمه های سال دوم کم کم همه چیز تغییر می کند. مریم حرف مادرش را گوش داده، موهایش را کوتاه می کند تا سریع تر بتواند آنها را درست کند. او در این مورد به هیچ وجه با بابک مشورت نمیکند زیرا آرایشگر از قبل به او گفته" موهای توست و نه همسرت." زمانی که مریم به خانه می آید بابک متوجه کوتاه شدن موها می شود. 

مریم با لبخندی از او سوال می کند: "خوشت می یاد؟" بابک با کمی تعلل میگوید:"بله" تنها به این خاطر که احساسات خانم را جریحه دار نکند. اما بابک ناراحت می شود چراکه او تا بعد از اینکه کار خود را انجام داده، از او هیچ نظری نخواسته بود. به همین دلیل احساس می کند که مریم کمی غیر صمیمی است و کم کم در حال دورشدن از او می باشد. 

برای بدتر شدن روابط، مریم به همراه بابک به تماشای مسابقات ورزشی نمی رود. اول به بابک می گوید که کارهایی زیادی در خانه است که باید به آنها برسد، اما بعد از چند مرتبه که بابک پاسخ منفی از او می شنود دیگر در این زمینه از او سوالی نمی پرسد و به تنهایی به مسابقات می رود.

به دلیل شکافی که در بین این دو نفر به وجود آمده، بابک از محل کار خود با مریم تماس نمی گیرد. اول فراموش می کند که در اوقات بیکاری تماس بگیرد و پس از مدتی این کار به طور کامل قطع می شود. او دیگر برای مریم گل هم نمی آورد زیرا آنقدر خسته است که دوست ندارد در طول مسیر خود به سمت خانه برای خرید گل توقف کند. زمانی که این شکاف بیشتر می شود، بابک دیگر وقایع روزانه خود را برای مریم تعریف نمی کند. زمانی که خانم از او می پرسد امروز چه خبری بود، او معمولا آهی می کشد و می گوید: " خوب بود." 

یکسال بعد، پای آنها به دفتر مشاوره خانواده کشیده می شود و در مورد طلاق صحبت می کنند. متاسفانه، این یک موقعیت کاملا طبیعی است که در بسیاری از خانواده های امروزی به چشم می خورد. 

روزهای خوش قدیم
در حین دوران نامزدی معمولا شما بهترین لباس های خود را می پوشید تا بتوانید بیشترین تاثیر را بر روی همسر خود بگذارید و با او به بهترین نحو رفتار می کنید. به احتمال قریب به یقین ساعت های متمادی به صورت تلفنی با هم صحبت می کنید و در این میان کلیه احساسات، آرزوها و علایق خود را با هم در میان می گذارید. شاید به تماشای فیلمی بروید که اصلا خوشتان نمی آید اما این کار را تنها به آن خاطر انجام می دهید که زن و یا شوهرتان از دیدن آن لذت می برد. 

و مطمئن هستم که هیچ کدامتان اصلا فکر نمی کنید که با شروع زندگی مشترک هیچ یک از آنها تغییر کنند. 
شاید تعجب کنید اگر به شما بگوییم که بسیاری از مشکلاتی که در زندگی های زناشویی روی می دهد، تنها با تثبیت "ارزش های دوران نامزدی" قابل برگشت خواهد بود. همچنن زوج های تازه ازدواج کرده باید اصول اولیه پیوند زناشویی را برای همیشه در ذهن خود نگه داند و به انجام آن بپردازند. این کار نیازمند کار و برنامه می باشد اما نتیجه بدست آمده ارزش آن را خواهد داشت. 

به موفقیت پشت نکنید
اگر همسر شما بداند که با شروع زندگی مشترک شما از انجام کارهایی که قبلا میکرده اید دست خواهید کشید، آیا به هیچ وجه راضی می شود که با شما ازدواج کند؟ 

ازدواج مسئله ای استرس زاست در حالی که نامزدی چنین خصوصیتی را دارا نمیباشد. شاید بسیاری از افراد معتقد باشند که دوران نامزدی جزء زمانهای رویایی می باشد و ازدواج جزء واقعیت های زندگی است. درست است که ما نمی توانیم تمام کارهایی را که می خواهیم بعد از ازدواج نیز انجام دهیم، اما می توانیم به انجام کارهایی که ما را به سمت ازدواج رهنمون ساختند ادامه دهیم. 

دچار سوء تفاهم نشوید، منظور من این نیست که چون طرف شما تغییر می کند پس شما نیز ملزم به انجام تعهدات خود نیستید. بلکه باید موفقیت را با تمام وجود بخواهید البته اگر طالب یک زندگی موفق زناشویی هستید. شما همسر خود را بر اساس شخصیت و رفتارهایش انتخاب می کنید و او نیز شما را بر همین اساس انتخاب میکند. اگر در رفتار هر یک تغییری مشاهده شود، دیگری احساس ناراحتی کرده تصور می کند که گول خورده و به او خیانت شده.

بنابراین تا آنجا که ممکن است سعی کنید برای همیشه کارهایی را انجام دهید که در همان روزهای اولیه زندگی خود انجام می دادید. با ادامه دادن به این کارها به راحتی می توانید قلب همسر خود را برای همیشه به تصاحب خود در آورید. 

اگر ازدواجتان آنطور که مد نظرتان است پیش نمی رود، سعی کنید همه چیز را از اول شروع کنید. از پیشرفتی که در ارتباطتان ممکن است اتفاق بیفتد متعجب خواهید شد . 


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: ازدواج ,احساسات ,بابک ,مریم ,انجام ,مورد ,ازدواج سالم ,دوران نامزدی , مزایای ازدواج ,زندگی مشترک ,احساسات یکدیگر ,شروع زندگی مشترک

10 بازی ذهنی خانمها با آقایون

آشنایی با خصوصیات جنس مخالف برای هر فرد دشوار می باشد. علاوه بر این بازی هایی که هر یک از طرفین، بر سر دیگری در می آورد، نیز راه رسیدن به این شناخت را مشکل تر می کند. بگذارید روراست باشیم؛ همانطور که شاید خیلی از شما هم بدانید، هیچ مردی دوست ندارد با یک خانم وارد جنگ روانی شود. 

ولی اصلا لازم به ترس نیست. در این قسمت 10 نمونه از بارزترین بازی های خانم ها در دنیای قرار های ملاقات ذکر شده است تا همه چیز در مورد خانم ها برایتان فاش شود. 

شماره 10 :بازی انتظار 

شما با او تماس می گیرید (اگرچه اغلب این کار را انجام نمی دهید یا حداقل اینکه نباید انجام دهید) و برایش پیغامی می گذارید تا با شما تماس بگیرد. ساعت ها و شاید روزها سپری می شود و خبری از او نمی شود. او به این دلیل شروع به وقت کشی می کند که هیچ گاه دوست ندارد خودش را مشتاق و یا علاقمند نشان دهد. هر چند جذب شما شده اما دوست ندارد با برقراری رابطه زیاد، شما را از دست بدهد. 

چه کار کنید: پس از چند روز، مجددا با او تماس بگیرید و مطمئن شوید که پیغام شما به دستش رسیده است؛ از این مرحله به بعد همه چیز به دست اوست که آیا شما را می خواهد و یا اینکه از شما دوری می ورزد. اگر تمایلی به برقراری رابطه از خود نشان نداد می توانید به راحتی متوجه شده و عکس العمل مناسب را بروز دهید. 

شماره 9 :بازی طعمه 

عبارت "من فکر می کنم این شلوار منو کمی چاقم کرده..... تو چی فکر می کنی؟" سناریویی است که شما را در موقعیت مشکوکی قرار می دهد. نظر شما برای او از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اما سوال را طوری مطرح می کند که شما ناخواسته پاسخ مثبت به او بدهید. در چنین مواقعی کاملا هوشیار باشید. 

چه کار کنید: به طعمه ای که بر سر راهتان قرار گرفته توجه نکنید. پیش از پاسخ دادن نباید بیش از اندازه مکث کنید. چه لباس برازنده او باشد چه نباشد، به او بگویید که بسیار زیباست و در آن لباس فوق العاده به نظر می رسد. اگر او در پاسخ گفت: "تو فقط به خاطر من داری اینو می گی" به او بگویید: " تو هر لباسی که بپوشی باز هم در نظر من زیبا هستی!". ممکن است دروغ باشد ولی به هر حال با این کار از یک جر و بحث طولانی جلوگیری می کنید. 

شماره 8 : بازی بی دست و پایی 

بعضی مواقع اتفاق می افتد که او دوست ندارد کاری را انجام دهد. برای اینکه شما را به نوعی وادار به انجام دادن آن کار نماید، چیزی شبیه به این می گوید: "من دقیقا نمی دونم باید این کار را چگونه انجام دهم." آن کار بخصوص شاید برنامه ریزی و یا نصب یک نرم افزار کامپیوتری باشد که اگر چه به خوبی از نحوه اجرای آن آگاه است، اما فقط دلش نمی خواهد آنرا انجام دهد.

چه کار کنید: در بیشتر موارد بهتر است که بی خیال چیزهای دیگر شده و درخواست او را اجرا کنید. اما مراقب باشید که این امر برای او به صورت عادت در نیایید؛ وگرنه همیشه مجبور هستید جور کارهای او را بکشید. در عوض در حین اجرای برنامه او را در کنار خود بیاورید و مراحل مختلف را به او آموزش دهید. با این روش او دفعه آینده برای شانه خالی کردن از زیر این کار هیچ بهانه ای ندارد. 

شماره 7 : بازی دست نیافتنی جلوه دادن 

خانم ها دوست دارند خودشان را در نظر آقایون دست نیافتنی جلوه دهند. گاهی اوقات نیز برای جلوگیری از بروز شکست عاطفی، احساسات خود را بیان نمی کنند. آنها قبل از شیرجه حرارت آب را تست می کنند به عبارت دیگر پیش از قبول ریسک شکست باید مطمئن شوند که آیا شما آنها را از صمیم قلب دوست می دارید یا خیر. 

چه کار کنید: اگر دیدید که او در مورد احساستش نسبت به شما مطمئن نیست اما در عین حال به شما "اظهار علاقه" می کند وظیفه شما هم این است که کار مشابه را در مورد او انجام  دهید. اما در انجام این کار زیاده روی به خرج ندهید، چون شما نیز باید در نظر او دست نیافتنی جلوه کنید. اجازه دهید تا او بداند که دوستش می دارید، اما در عین حال باید او را متوجه کنید که در صورت عدم ایجاد رابطه مناسب شما می توانید به راحتی به دنبال شخص دیگری بروید. 

شماره 6 :بازی " باید با هم صحبت کنیم" 

این بازی معمولا زمانی شروع می شود که شما مشغول تماشای یک رویداد ورزشی مهم، نظیر جام جهانی هستید. یک بار دیگر او قصد دارد شما را امتحان کرده و از اولویت هایتان آگاه شود. او توجه شما را می خواهد آن هم در همان موقع مشخص. 

چه کار کنید: اگر تلویزیون را برای 5 دقیقه بی صدا کنید، کار عاقلانه ای انجام داده اید. به حرف هایش گوش دهید و مجددا به ادامه بازی برگردید. اما اگر بگویید که حرف هایش را بگذارد برای بعد، او تلویزیون را خاموش کرده و یک مشاجره 5 ساعته شروع می شود. او مخ شما را پر می کند از اینکه برایش هیچ گونه اهمیتی قائل نیستید و مانند گذشته احساساتتان را بروز نمی دهید. به هر حال در هر دو مورد حق انتخاب با خود شماست. 

شماره 5 :بازی مبادله ای 

او معمولا وقتی از این بازی استفاده می کند که حرف از سکس به میان بیاید. او به طور آگاهانه به شما می گوید که در صورتی رابطه جنسی برقرار می کند که شما در عوض یکی از کارهای او را انجام دهید. خانم های کمی هستند که از کمک کردن مردها در کارهای خانه، خرید کردن، و یا دعوت کردن مادر خانم به صرف شام، لذت نمی برند. 

چه کار کنید: شما هر چقدر بیشتر به درخواست های او پاسخ مثبت دهید او خیلی بیشتر به شما علاقه پیدا می کند. بنابر این جارو و خاک انداز خود را بردارید، برای خرید آماده شوید و با مادر زن خود گفتگو کنید. نقطه ناخوشایند این است که ممکن است شما کارهایی انجام دهید که از آنها لذت نمی برید، اما در عوض در انتهای روز احساس خوشحالی خواهید داشت. باید مطمئن شوید که او تا پایان معامله صادق است. در ضمن به خاطر داشته باشید که شما همیشه مجبور نیستید برای برقراری رابطه جنسی، لطفی در حق او انجام دهید.

شماره 4 : بازی ذهنی معکوس 

این امر درست زمانی صورت می پذیرد که او دقیقا عکس آنچه را که می خواهد به زبان می آورد و از شما انتظار دارد تا عینا کاری را که در ذهنش دارد، انجام دهید. به عنوان مثال ممکن است از شما بخواهد تا ظرف ها را بشویید، اما این مطلب را به طور واضح بیان نمی کند، بلکه به جای آن می گوید من ظرف ها را می شویم و پس از اتمام کار از دست شما عصبانی می شود: که چرا به او کمک نکرده اید. گیج شدید؟! درک میکنم! 

چه کار کنید: این بار که او بازی ذهنی معکوس را شروع کرد، خیلی مراقب باشید تا چیزی از دست ندهید. دفعه آینده وقتی نوبت به شستن ظرف ها رسید (و یا انجام هر کار دیگری) رفتار او را کاملا تحت کنترل داشته باشید. اگر او اشیا را به تندی به این طرف و آن طرف پرتاب می کرد، بهتر است به او بپیوندید و کمکش کنید. 

شماره 3 :بازی ذهن خوانی 

این بازی معمولا به همراه بازی ذهنی معکوس انجام می شود. رفقا، او از شما انتظار دارد تا ذهنش را بخوانید؛ زیرا تصور می کند که اگر واقعا به او اهمیت بدهید باید بدانید چه چیزی در ذهنش می گذرد. هر چند این بازی به هیچ وجه منطقی نمی باشد اما خانم ها باز هم انتظار دارند تا شما افکارشان را بخوانید. 

چه کار کنید: پیش از اینکه گوی بلورین جادویی خود را در آورده و شروع به پیشگوی کنید، از او بپرسید که دوست دارد چه کاری برایش انجام دهید و دلیل آنرا هم اینطور توجیه کنید که فقط قصد خوشحال کردنش را دارید. به او نشان دهید که با تمام وجود در حال گوش کردن هستید و وقت خود را با حدس های آبکی از بین نبرید. اگر شما شروع کنید به حدس زدن، به احتمال زیاد گزینه نادرست را انتخاب می کنید. 

شماره 2 :بازی سکوت 

زمانی که او با شما صحبت نمی کند و شما را به سردی در آغوش می گیرد، باید بدانید که از دستتان ناراحت است. شاید خودتان هم به درستی از دلیل این امر آگاهی نداشته باشید. 

چه کار کنید: مدام از او نپرسید که چه اتفاقی روی داده است. با این کار همه چیز را بدتر می کنید. حقیقت اینجاست که اگر ندانید که چه کاری انجام داده اید، اوضاع خیلی وخیم تر می شود. در حین زمانی که شما مشغول تحلیل و بررسی کارهای خود هستید او فرصت لازم را بدست می آورد تا خونسردی خود را مجددا بدست آورد. او ممکن است نزد شما بیایید، به چشم هایتان خیره شود و آه  و زاری کند و یا اینکه چیزی در روی سرتان بکوبد؛ که البته در صورت وقوع چنین سانحه ای می توانید از او بپرسید که چه اتفاقی روی داده و بعد نسبت به حل آن اقدام کنید. 

شماره 1 :بازی اتمام حجت 

این بازی، سرآمد تمام بازی هاست. و زمانی روی میدهد که ارتباطتان در خطر باشد. او از شما انتظار یک چیز بزرگی داشته، به عنوان مثال پیشنهاد ازدواج، حلقه و.... و اگر بر طبق خواسته اش عمل نکنید او اظهار می دارد که شما را ترک خواهد کرد. راست و دروغش به طرفتان بستگی دارد. 

چه کار کنید: اگر احساس کردید که او بلوف زده، به کار خود ادامه دهید و به او بگویید که در حال حاضر آمادگی تشکیل زندگی مشترک را ندارید. اما اگر احساس کردید که حرف هایش صحت دارد، بهتر است بنشینید و با او صحبت کنید. اگر واقعا آمادگی نداشتید که رابطه خود را به سطوح بالاتر ارتقا دهید، شاید نوبت به آن رسیده باشد که به ارتباط خود خاتمه دهید.


وارد بازی شوید
همه چیز در اختیار شماست. در قسمت بالا 10 نمونه از مشهورترین بازی هایی را که خانم ها انجام می دهند، برایتان ذکر کردیم. حال که نسبت به آنها آگاهی پیدا کردید می توانید به راحتی زندگی آرامی را در کنار آنها شروع کنید.

برقراری ارتباط جزئی از زندگی روزمره است و همه ما دائما در حال تکرار این امر هستیم، اما دلیل اینکه نمی توانیم به طور مناسب با شوهر خود ارتباط برقرار کنیم چیست؟ شاید در آغاز زندگی مشترک همه چیز بر وفق مراد پیش رود، اما اگر شما قادر به برقراری ارتباط مؤثر نباشید، چیزی نخواهد گذشت که تعادل زندگی از بین میرود. اغلب خانم ها عادت دارند که تقصیر همه مسائل و مشکلات را به گردن همسرانشان بیندازند و اصلا اعتقادی ندارند که نقایص و عیوبی در وجود خودشان نیز هست که باید رفع شود. 

بر اساس کتاب "قبل از اینکه خیلی دیر شود، دل همسر خود را بدست آورید" نوشته " گری سمالی"  5 مورد وجود دارد که مانع ایجاد ارتباط سالم بین شما و شوهرتان میشود. 

1- گوشزد کردن تمام مشکلات هنگامیکه از کار برمیگردد 
آقایون به اندازه کافی در شغل خود با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستند که باید تمام آنها را حل و فصل نمایند و دوست ندارند زمانیکه به منزل باز می گردند باز هم با مشکلات دیگری مواجه شوند. انسان ها به طور غریزی زمانیکه با مسائلی که در حد توانشان نیست برخورد می کنند، یکی از این دو راه را انتخاب می کنند: یا دعوا یا فرار؛ به همین دلیل زمانیکه شما همسرتان را با کوهی از مشکلات گلوله باران می کنید او هم در مقابل یکی از دو راه ذکر شده را انتخاب می کند. اگر در دعوا با شما شکست بخورد، راه دوم را انتخاب کرده و از برقراری ارتباط سالم با شما می گریزد. 

2- پر حرفی
بیشتر اوقات خانم ها در مورد مشکلات خود شروع به پر حرفی می کنند. زمانیکه میتوان بازگو کردن آنها را در چند جمله خلاصه کرد، دیگر نیازی نیست که شروع به داستانسرایی کنید. بیشتر خانم ها پر حرف هستند و بحث را خیلی بیشتر از آن چیزی که نیاز است، به درازا می کشانند. بهتر است زمانی که می خواهید با همسر خود در مورد کارهای خانه و مسائل مربوط به زندگی مشترکتان صحبت کنید، گفتگوی کوتاه و شیرینی داشته باشید تا بتوانید بهترین نتیجه را دریافت کنید. همچنین اگر بتوانید بر روی نقاط مثبت خود و همسرتان تمرکز کنید بیشتر پیشرفت می کنید و بسیاری از مشکلات به خودی خود رفع خواهند شد. نباید در موقع بروز مشکلات فقط در مورد ازدواجتان صحبت کنید. راه حل دیگر این است که بیشتر گوش کنید تا اینکه بخواهید صحبت کنید. یکی از بزرگان می گوید: "همه باید آماده گوش کردن باشند، نشان دهند که قصد صحبت کردن دارند و به ندرت عصبانی شوند." 

3- هرج و مرج در دعواها
به همه ما آموزش داده اند که دعوا باید عادلانه باشد. اما به راستی معنای واقعی این جمله چیست؟ بر اساس اظهارات سمالی 14 قانون برای "دعوا کردن" وجود دارد که باید در هر رابطه ای رعایت شود: 

1- پیش از هر چیز مشکل به وجود آمده را روشن کنید. 
2- فقط بر روی همان مشکل تمرکز کنید. 
3- سعی کنید با هم ارتباط فیزیکی ملایمی را برقرار کنید؛ مثلا دست های یکدیگر را بگیرید. 
4- از طعنه زدن به یکدیگر خودداری کنید. 
5- از جملاتی که در آنها "تو" وجود دارد، خودداری کنید. 
6- از "عبارات هیستریک" که مبالغه آمیز و تعمیم دهنده هستند، استفاده نکنید. 
7- پیش از اینکه به ادامه بحث بپردازید، باید هر گونه احساس ناراحتی و کینه را در طرف مقابل از بین ببرید. 
8- بر روی اشتباهات گذشته فرد مقابل دست نگذارید. 
9- عکس العمل های تند از خود نشان ندهید و از عباراتی نظیر "من دیگه نمی تونم ادامه بدهم" و یا " تو داری منو به کشتن میدی" استفاده نکنید. 
10- در مقابل او از استراتژی سکوت استفاده نکنید.
11- بحث و مشاجرات خود را در یک مکان کاملا خصوصی انجام دهید. 
12- برداشت شخصی خود از گفته های طرف مقابل را برای خودتان یک مرتبه دیگر تکرار کنید. 
13- مشکلات خود را با راه حل برنده-برنده حل نمایید. 
14- برای همسر خود ارزش و احترام قائل باشید. 

رعایت این قوانین مشکلات شما را به حداقل رسانده و به شما و همسرتان کمک می کند تا بر سر مشکلات به توافق دست پیدا کنید. 

4- سرزنش کردن 
سرزنش کردن شریک زندگی تنها به این معناست که شما قصد دارید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید. این کار در حین بحث و مشاجره های خانوادگی به هیچ وجه صحیح نمی باشد. مسئولیت تمام کارهای خود را به عهده بگیرید و اشتباهات خود را به گردن دیگران  نیندازید. زمان صحبت کردن با همسر خود از کلمات مناسب استفاده کرده و به او احترام بگذارید تا مجال برقراری ارتباط صحیح را پیدا کنید. 

5- استفاده از عبارات ناسزا 
عبارات ناسزا می تواند شامل هر چیزی که همسرتان را حقیر می کند از جمله کلمات تند و رکیک باشد. زمانی که ما عصبانی می شویم دوست داریم مشکلات خود را با هر کسی که در نزدیکیمان است در میان بگذاریم، حال او چه یکی از اقوام باشد چه یک دوست. در این وضعیت سعی کنید همسر خود را در پیش روی دیگران کوچک نکنید و از جنبه های منفی او صحبت نکنید. این کار سبب می شود تا فاصله میان شما دو نفر بیشتر شود. باید تنها از نقاط قوت همسر خود در مقابل دیگران حرف بزنید و اگر هم نمی توانید، بهتر است که اصلا در مورد او هیچ حرفی نزنید.

تا این جا به نکاتی اشاره داشتیم که شما باید در زندگی مشترک خود از انجامشان خودداری کنید. در این قسمت سمالی به ما چند نکته یاد می دهد که استفاده آنها در زندگی مشترک سودمند خواهد بود. این موارد عبارتند از : "گوش کردن، درک کردن، ارزش قائل شدن، و واکنش درست نشان دادن" 

گوش کردن: با این کار شما به همسر خود ثابت می کنید که حرف هایش برای شما ارزشمند و مهم هستند. 

درک کردن: با این کار شما گفته های او را برای خود مجددا تجزیه تحلیل می کنید تا هیچ گونه سوء تفاهمی پیش نیاید. 

ارزش قائل شدن: شما دو نفر منظور اصلی خود را برای یکدیگر توضح می دهید تا هیچ گونه برداشت غلطی ایجاد نشود. 

واکنش صحیح: با نوعی ارزش و احترام خاص به درک متقابل او پاسخ می دهید. 

نکات ذکر شده چندان زیاد نبودند و شما می توانید به راحتی از آنها بهره بگیرید. سعی کنید همین حالا طرز برخورد خود با همسرتان را تغییر دهید. منتظر نباشید تا از او حرکتی سر بزند، برای اینکه شاید او به درستی نداند که باید از کجا شروع کنید. فقط تا آن جا که می توانید، سعی کنید تا به بهترین نحو با او ارتباط بر قرار کنید. یاد گرفتن این کار تنها در طول زمان دارازی امکان پذیر خواهد شد.


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: بازی ,دهید ,انجام ,مشکلات ,اینکه ,خانم ,انجام دهید ,بازی ذهنی ,زندگی مشترک ,برقراری ارتباط ,کنید  شماره

احساسات و هیجانات شور انگیز

کودکان با احساسات بیولوژیکی ذاتی مثل عصبانیت، ناراحتی، تنفر، لذت و ترس به دنیا می آیند. این احساسات فیزیکی از نیمکره ی راست مغز سرچشمه می گیرند و مهمترین و ضروری ترین عناصر برقراری ارتباط با زبان عشق هستند. 

نوزادان از نظر احساسی پاسخگو بوده و واکنش می دهند. طی هشت هفته ی اول تولد، احساس ترس، عصبانیت، ناراحتی و لذت را به طور عمیق تجربه می کنند. احساساتی که در این مدت تجربه می کنند، پایه و بنیاد ارتباطات غیرکلامی آنها را در رابطه های عشقی آینده شان شکل می دهد. 

احساسات درونی که از هنگام تولد به وجود می آیند چنین خصوصیاتی دارند: 

احساساتی متغیر—همانطور که تجربیات ما لحظه به لحظه تغییر می کند، احساساتمان نیز به طور لحظه ای از یکی به دیگری تغییر می کند. 
احساساتی حسی—احساساتی است که از عمق وجود ما بیرون می آید. 
احساساتی مجزا—احساسات (عصبانیت، ناراحتی، ترس و لذت) هر کدام نشانه های بیولوژیکی مجزا و مشخصی دارند و حالات چهره به تناسب هرکدام متغیر است. 
احساساتی قوی—این احساسات آنقدر شدت و قدرت دارند که توجه مراقب نوزاد را به خود جلب کند.   
اگر این تجربیات احساسی برایتان نا آشنا هستند، احتمالاً احساساتتان دیگر خاموش شده است. 

علائم و نشانه های نیاز به آگاهی احساسی بیشتر چیست؟ 

واکنش احساسی هر فرد را در رابطه های عشقی زیر در نظر بگیرید: 

علی مردی مهربان، محکم و قابل اطمینان است، اما احساساتی یکنواخت دارد. او می تواند رابطه ی خوبی با کارش برقرار کند، اما با همسرش نمی تواند. هیچ چیز او را هیجانی نمی کند و از نظرش هیچ موضوعی شایسته ی بحث کردن نیست. وقتی همسرش تقاضای طلاق کرد، واقعاً متعجب شده بود. 
لیدا بسیار تلاش می کند تا همسر خوبی باشد. او زنی جذاب، مهربان، و سخت کوش است و همه چیز زندگی را جدی می گیرد و هیچوقت از چیزی گله و شکایت نمی کند. اما فقدان شوخ طبعی، و سرزندگیِ او باعث ایجاد مشکل در زندگی زناشویی اش شده است و همسرش مشغول برقراری ارتباط عاشقانه با زن های دیگر شده است. 
محسن مردی فوق العاده است که همه او را به خاطر خوبی، مهربانی و سخاوتش دوست دارند و تحسین می کنند. تنها چیزی که خانواده اش می دانند این است که خیلی زود عصبانی می شود. وقتی مردم به همسر محسن می گویند که چه خوش شانس بوده که چنین شوهری نصیبش شده است، او لب خود را می گزد و با خود فکر می کند که چقدر او و فرزندانش احساس کمبود محبت می کنند. 

چیزی که همه ی این افراد به طور مشترک فاقد آن بودند، توانایی برقراری ارتباط با احساساتی قوی است. هیچیک از این افراد احساساتی درونی به شرح زیر را تجربه نمی کنند: 

احساساتی که در طور روز تغییر کند—تغییر از ناراحتی به شادی، از عصبانیت یا ترس به لذت، البته برحسب موقعیت. 
احساساتی که نیازهای غریزی را ابراز کند—مربوط به سلامت فیزیکی و روانی 
احساساتی که برای فرد مثل یک تجربه باشند—احساساتی شورانگیز 
احساساتی که علاقه ی اطرافیان را به خود جلب کند—نیازهای فردی و میان فردی را ابراز کند. 
علی،لیدا و محسن برای اصلاح و بهبودی رابطه های خود باید با احساسات خود مانوس شوند. اینطور به نظر می رسد که همه ی آنها آن احساساتی را که دوست نداشته یا نمی توانسته اند ابراز کنند، را کنار گذاشته اند. درعوض، چیزی که مورد نیاز است، توانایی شناخت و تجربه ی تفاوت بین احساسات درونی اولیه و بنیادی و استراتژی های برقراری ارتباطات احساسی که آنها از آن خودداری می کرده اند است.   

چطور ارتباطات غیرکلامی در کودکی الگویی برای رابطه های عشقی بزرگسالی درمی آید؟ 

نوزادان کاملاً به ابزارهای غیرکلامی احساسات برای برقراری ارتباط و ارضای نیازهای خود وابسته و متکی هستند. این تجربیات غیرکلامی و غیرعقلانی در روح و روان فرد باقی مانده و به شکل پایه و اساسی برای روابط احساسی آینده درمی آیند. 

مهارتهای کلامی پس از سال دوم تولد روی کار می آیند، اما این نوع جدید برقراری ارتباط هیچگاه جایگزین نوع قبلی نمی شود. الگوی برقراری ارتباط در روابط عاشقانه همانطور غیرکلامی و احساسی باقی می ماند. 

این ارتباطات غیرکلامی اولیه با تحت تاثیر قرار دادن موارد زیر، در رابطه های بعدی ما تاثیر می گذارند: 

اطمینان به دیگران—اعتقاد به اینکه دیگران به نیازهای ما پاسخ می دهند. 
احساس ما نسبت به خود— با موفقیت در برقراری ارتباطات احساسی دوجانبه به چشم می آید. 
خویشتن شناسی—اعتماد به نفس با توانایی برقراری ارتباط برای رفع نیازهای احساسی تقویت می شود. 
ارتباط با محیط—اعتقاد به اینکه جهان اطراف مهربان و حمایتگر است. 
تشخیص خود از غیر خود—با موفقیت در برقراری ارتباطات احساسی دوجانبه به چشم می آید. 
همدلی—توانایی درک تجربیات احساسی دیگران. 
رشد معنوی—اگر احساسات من مهم هستند، پس احساسات دیگران نیز مهم می باشند. 

چرا فرهنگمان ما را وادار می کند تا احساساتمان را کنار بگذاریم؟ 


علیرغم نقش اساسی احساسات در ارتباطات عشقی، بسیاری از مردم از این احساسات خود دوری می کنند. البته با توجه به فرهنگی که احساسات را ویرانگر و اشکالتراش می داند، امری تعجب برانگیز نیست. 


برای قرن های متمادی، موسسات فرهنگی و مذهبی احساسات را موجب بدنامی و بی احترامی می دانستند. آنها مردم را ترغیب می کردند که به جای احساس کردن، فکر کنند. به همین ترتیب بود که ارجحیت مغز به قلب، توسط فرهنگ میان مردم ریشه دواند. 
بسیاری از انسانها می خواهند به جای اینکه احساساتشان را تجربه کنند، آنها را کنترل کرده و سرکوب کنند. تجربیات بد دیگری به این دیدگاه فرهنگی اضافه می شود. ارتباطات دردناک و گیج کننده در نوزادی و اوایل کودکی مزید بر علت شده و عقل را بر احساسات حکمفرما کرده است. 

اما چطور این مسئله اتفاق می افتد؟ چطور ما از تجربه کردن احساسات ناراحتی، عصبانیت، ترس و لذت به سمت کنترل و سرکوب کردن آنها پیش می رویم؟  

چطور احساساتمان را کنار می گذاریم؟ 

هر چه بزرگتر شده و بالغتر می شویم، توانایی ما در فاصله گرفتن از احساساتمان بیشتر و بیشتر می شود. نظارت عقلانی جایگزین توانایی صحبت کردن، برنامه ریختن، و خیالبافی کردن می شود. اگر اولین عشق زندگیمان نتوانست این احساسات قوی را برایمان منظم کرده و تعدیل کند، توانایی ما در ساکت کردن و سرکوب کردن این احساسات بیشتر می شود. 

برای برآمدن از عهده ی این احساسات نامتعادل، واکنش های احساسی ثانویه به وجود آمده اند که شامل موارد زیر است: 

منحرف کردن حواس خود—با افکار و امیال قوی که احساسات معقول، موجه و قابل کنترلی ایجاد می کند. 
چسبیدن به احساسی که قابل تحمل تر باشد و تغییر نکند—عصبانیت یا مسخره بازی مداوم ممکن است از نظر احساسی شدید باشند، اما این احساسات معمولاً یکنواخت و غیرواقعی هستند. 
سرکوب کردن احساسات شدید—تاثیرات منفی و ناامید کننده در پاسخ به احساسات سختی مثل تنهایی یا ترس. 

جزا و تاوان این کارها علاوه بر تاثیرات منفی آن بر روی روابط عشقی، موارد زیر را نیز شامل می شود: 

تجربیات مثبت احساسی را نیز سرکوب می کند—ما نمی توانیم تجربیات عصبانیت یا ناراحتی را بدون از بین بردن تجربیات لذت بخش و خوشحال کننده، از بین ببریم. 
ناسالم هستند—برای از بین بردن این احساسات نیاز به صرف میزان زیادی انرژی است و انرژی کمی برای زندگی درست باقی خواهد ماند. 
ما را از خودمان، دیگران و دنیایمان جدا می کند—احساسات اولیه، بهترین ابزار ما برای یک ارتباط اجتماعی موفقیت آمیز است. ما را از نیازهای خودمان و دیگران باخبر می کند. 


چه زمان نیاز به رشد و بهبودی مهارتهای احساسی خود پیدا می کنم؟ 

سوالهای زیر ر از خود بپرسید: 

آیا من معمولاً احساساتی متنوع و جورواجور را تجربه می کنم، مثل ناراحتی، ترس یا لذت؟ 
آیا همه ی احسسات و عواطف خود را می پذیرم؟ آیا عصبانیت، ناراحتی یا شادی خود را به راحتی می پذیرم؟ 
آیا از احساسات خود در تصمیم گیری های زندگی کمک می گیرم؟ 
آیا احساست شدید شریک زندگیم را نیز درک میکنم؟ 
آیا احساساتم من را از ارتباطاتم با افرادی که دوستشان دارم باخبر و آگاه می سازد؟ 

اگر پاسخ شما به همه ی این سوال ها بله باشد، مشکلی ندارید، اما اگر پاسخهایتان منفی باشد، باید مورد مشاوره قرار گرفته و راه های درمانی لازم را پیش ببرید تا آگاهی بیشتری نسبت به احساسات خود پیدا کنید.   

فقدان اعتماد به نفس یکی از دلایل کناره گیری زنان از مردان است. بعضی خانم ها در گذشته تجربه های عشقی بدی با مردان داشته اند یا از جانب آنها طرد شده اند، و عجیب نیست که حس بدی در آنها به وجود آمده که باعث می شود نتوانند دیگر ارتباط اجتماعی درستی با جنس مخالف خود داشته باشند. 

احساس بهتری به خودتان داشته باشید 


اگر شما نیز خود را در چنین شرایطی می بینید، به شما توصیه می کنم که: قبل از اینکه بتوانید رابطه ای موفق با مردی را آغاز کنید، سعی کنید احساس بهتری به خودتان پیدا کنید.

آیا می دانید برای بالا بردن حس اعتماد به نفستان چه باید بکنید؟ این موارد را بررسی کنید و ببینید که این مهارتها را در خود می یابید یا خیر: 


با توجه به نقاط قوت خود، با ترس از طرد شدن مبارزه کنید. 
رابطه ی موفق با مردان نیازمند اراده و پشتکار است. 
ناامید و دلسرد نباشید—سعی کنید آرام و بشاش جلوه کنید. 

حال هر یک از این موارد را یک به یک بررسی می کنیم. 


با توجه به نقاط قوت خود، با ترس از طرد شدن مبارزه کنید 

مطمئنم که اکثر خانم ها هر از گاهی، چه مستقیم و چه غیر مستقیم، از جانب آقایون طرد می شوند. ترس از طرد شدن در نتیجه خود را در اعتماد به نفس پایین آنها نشان خواهد داد.

پس سعی کنید به نکات مثبت توجه کنید. به یاد داشته باشید، هدف شما این نیست که بیچاره و رقت انگیز به نظر بیایید. ممکن است با برانگیختن حس همدردی دیگران بتوانید دوستانتان را کنار خود نگاه دارید، اما نخواهید توانست از طریق آن با مرد دلخواهتان قرارملاقات بگذارید. عشق همیشه برپایه ی احترام و تحسین متقابل ایجاد می شود.



رابطه ی موفق با مردان نیازمند اراده و پشتکار است 

زن هایی که قادرند با مردان رابطه ای موفق ایجاد کنند، یک ویژگی مشترک دارند و آن پشتکار است. معمولاً خانم هایی برای برقراری ارتباط با جنس مخالف خود دچار مشکل می شوند که از حد تعادل خارج شوند، یا بیش از حد تلاش می کنند یا اینکه اصلاً تلاشی نمی کنند.


باور عمومی بر این اساس است که اگر زنی در ارتباط خود با مردی، به خصوص دراوایل رابطه، بیش از حد از خود علاقه نشان دهد، نا امید خواهد شد. آیا توجه کرده اید که اکثر اوقات وقتی فرد مورد علاقه ی خود را ملاقات می کنید، زمانی بوده است که اصلاً نگاه هم نمی کردید و هیچ توجهی به او نداشتید؟ 


ناامید و دلسرد نباشید—سعی کنید آرام و بشاش جلوه کنید 

زن هایی معمولاً موفق می شوند تا با با مرد مورد علاقه شان رابطه برقرار کنند، که اجازه نمی دهند این موضوع روی روحیه ی آنها تاثیر بگذارد. حقیقت این است که تعداد معدودی از آقایون فقط روی احساس اولیه مجذوب یک زن می شوند. 


شما باید تا می توانید روی اعتماد به نفس خود کار کنید. همه چیز را از جنبه ی مثبت آن نگاه کنید. اضطراب به خود راه ندهید. عاشق بودن مسئله ای خوشایند است، پس باید تا می توانید شاد باشید.



حالات شما بنا بر خلق و خوی طرف مقابل تغییر میکند 

خط آخر: شما باید ببینید واقعاً می خواهید شریکتان چه خصوصیاتی داشته باشد، و هیچگاه به کمتر از آن قانع نشوید.


زندگی احساسی افراد برخلاف میل خودمان، همیشه کامل و بر وفق مراد نیست. حالات احساسی ما برحسب اخلاق و خلق و خوی افراد و توانایی ما در ایجاد رابطه تغییر می کند. 

 

همسرتان تازه از خرید به منزل آمده است و در حال پرو کردن لباس جدیدش برای شماست. همانطور که در اطاق چرخ می زند، مشتاقانه منتظر نظر شماست. طبیعتاً شما کمی گیج شده اید. نمی دانید که آیا نظر اصلی شما را می خواهد بداند، یا اینکه منتظر شنیدن تحسین شماست. 


گاهی اوقات، فهمیدن مطلبی که همسرتان می خواهد بپرسد، برایتان گیج کننده و پیچیده می شود، به خصوص در مراحل اولیه ی آشنایی. این مانع ارتباطی تقصیر هیچ کس نیست. ممکن است فقط به این دلیل باشد که زنان و مردان برای رساندن مقصود خود، زبان های مختلفی دارند. مردها با یکدیگر بسیار رو راست و رک هستند، اما خانم ها زیرکانه تر صحبت می کنند و معمولاً حرف های خود را اشاره ای و با پیچ و تاب بیان میکنند.


پس وقتی چنین سوءتفاهماتی بین شما و همسرتان اتفاق افتاد، به هیچ وجه متعجب نشوید. به جای آن این مقاله را با ما دنبال کنید، که بسیار کمک کننده و مفید خواهد بود. در ادامه ی مقالات قبلی، در این مقاله نیز مفهوم برخی اصطلاحات و جملاتی را آورده ایم که خانمتان در مراحل اولیه ی ازدواج و آشنایی ممکن است بر زبان بیاورد. از طریق آن می توانید ببینید که از حرف هایش واقعاً چه منظوری دارد و به شما کمک میکند تا بتوانید به زبان او  سخن بگویید. 


کشف مفهوم حرف های او 


می گوید: "من عصبانی نیستم." 

منظورش این است که: عصبانی هستم. 

چرا این کار را می کند:  اگر می بینید که لب هایش را به هم می فشارد و سخنی بر لب نمی آورد، اما ادعا میکند که عصبانی نشده است، احتمالاً دروغ می گوید. ممکن است قصد سرکوب کردن عصبانیت خود را داشته باشد یا اینکه فکر می کند بدون اینکه خودش بر زبان بیاورد، باید همسرش دلیل ناراحتی او را بداند. 

شما چه باید بکنید:  سعی کنید بفهمید که از چه چیز ناراحت شده است و در مورد آن صحبت کنید. نباید به هیچ وجه مسئله را نادیده بگیرید. در واقع اگر شما با این مسئله برخورد نکنید، او موقتاً عصبانیت خود را قورت خواهد داد ولی بعدها سر آن جریان اذیتتان خواهد کرد.



می گوید: "تو واسه من مثل یک برادر می مونی." 

منظورش این است که:  علاقه ای به تو ندارم. 

چرا این کار را می کند:  احتمالاً می خواهد قبل از ارائه ی پیشنهادی از جانب شما، تکلیف را مشخص کند. این کار را می کند تا شما متوجه شوید که علاقه ای به شما ندارد.

شما چه باید بکنید:  در این مورد شما کاری است که شما نباید بکنید: به هیچ وجه پیشنهاید به او ندهید. 



می گوید:  "من از دوستات خوشم می آد، ولی..." 

منظورش این است که:  به هیچ وجه از دوستانت خوشم نمی آید. 

چرا این کار را می کند:  به هیچ وجه دوست ندارد شما یا دوستانتان را ناراحت کند و قصد کنترل کردن شما را ندارد، به همین دلیل مستقیماً به شما نمی گوید که چقدر از دوستانتان بدش می آید. احتمالاً تصور می کند که آنها تاثیر منفی بر شما می گذارند و دوست دارد که کمتر با آنها معاشرت کنید. 

شما چه باید بکنید:  به این بستگی دارد که به چه دلیل از دوستانتان خوشش نمی آید. اگر دلیل قانع کننده ای برای آن داشته باشد، باید حرف او را قبول کنید. و اگرنه خیلی ساده به او بگویید که دوستانتان برایتان اهمیت دارند و او باید تلاش کند تا بتواند با آنها کنار بیاید.




می گوید:  "خیلی در ارتباط نیستی." 

منظورش این است که:  درمورد من و رابطه مان چه فکری میکنی؟ 

چرا این کار را می کند:  او دوست دارد پی به احساسات شما درمورد خودش ببرد و بداند که رابطه تان به کجا می انجامد، اما دوست ندارد که محتاج جلوه کند. امیدوار است که خودتان اول بحث در این رابطه را آغاز کنید. 

شما چه باید بکنید:  خیالش را راحت کنید و صادقانه به او بگویید درموردش چه فکری میکنید. اگر همین حالا به او نگویید، مطمئن بشید راه دیگری برای پرسیدن این سوال از شما پیدا میکند. 




می گوید:  "چرا سعی نمی کنی اینطوری منو ببوسی؟" 

منظورش این است که:  مدل بوسیدن تو را دوست ندارم. 

چرا این کار را می کند:  دوست ندارد با حرفش احساساتتان را جریحه دار کند. البته این زیاد هم بد نیست. بدانید که اینقدر دوستتان دراد که تلاش می کند تا همه چیز بینتان را بهتر کند. 

شما چه باید بکنید:  راه او را امتحان کنید و ببینید چه پیش می آید. 




می گوید:  "من واقعاً از مدل موی اون پسره خوشم میاد." 

منظورش این است که:  از مدل موی تو خوشم نمی آید. 

چرا این کار را می کند:  فکر میکند اگر این مسئله را اینطوری بیان کند بسیار بهتر از این است که رک به شما بگوید. 

شما چه باید بکنید:  روی مدل موهایتان تجدید نظر کنید. شاید حق با او باشد و موهایتان نیاز به تغییر داشته باشند. اما اگر دیدید از آن مدل مو خوشتان نمی آید یا اصلاً به شما نمی آید، پس هیچ تغییری ندهید و وانمود کنید که متوجه کنایه او نشده اید. 




می گوید:  "شکمت خیلی بامزه است." 

منظورش این است که:  لطفاً شکمت را آب کن. 

چرا این کار را می کند:  به هیچ وجه دوست ندارد شما را با گفتن اینکه شکم دارید ناراحت کند. از این طریق می خواهد به شما بگوید که کم کم باید باشگاه رفتن را از سر گیرید. 

شما چه باید بکنید:  این دیگر به خودتان بستگی دارد. اگر می بینید که این مسئله خودتان را نیز آزار می دهد، پس حتماً روانه ی باشگاه شوید. 




می گوید:  "در این لباس چطور به نظر می رسم؟" 

منظورش این است که:  نیاز به اطمینان خاطر بیشتری از جانب تو دارم. 

چرا این کار را می کند:  تقریباً احساس عدم اعتماد می کند و نیاز دارد که شما او را مطمئن سازید. او دوست دارد که تحسینش کنید.

شما چه باید بکنید:  آنچه را دوست دارد بشنود به او بگویید، مگر اینکه آن لباس بر تنش واقعاً بدقواره به نظر برسد.




می گوید:  "چرا ظرفها را اینطوری می شوری/لباسها را اینطوری تا می کنی/زمین را اینطوری تمییز میکنی؟" 

منظورش این است که:  اشتباه آن را انجام می دهی. 

چرا این کار را می کند:  دوست ندارد با گفتن اینکه کارهای خانه داری را بد و نادرست انجام می دهید، شما را نا امید و دلسرد کند. دوست دارد که باز در کارها به او کمک کنید، اما می خواهد کارها آنطور که او می خواهد انجام شوند. 

شما چه باید بکنید:  همانطور که او دوست دارد کارها را انجام دهید. 




می گوید:  "دوست دارم کاری به اتفاق انجام دهیم." 

منظورش این است که:  زمان بیشتری برای باهم بودن احتیاج داریم. 

چرا این کار را می کند:  دوست ندارد که محتاج یا وابسته جلوه کند. 

شما چه باید بکنید:  بستگی به میزان زمانی دارد که با یکدیگر می گذرانید. اگر زمان زیادی را باهم نمی گذرانید، پس باید آن را بیشتر کنید. اما اگر اکثر اوقات خود را با هم هستید، باید این کنایه را نادیده بگیرید. به یاد داشته باشید، هر کاری که در ابتدای یک رابطه انجام دهید، تا پایان رابطه تعیین کننده است. پس فکر نکنید که هر چه می خواهد را باید بی کم و کاست انجام دهید. 



پیام هایی کنایه آمیز 

اگر حرف های همسرتان دوپهلو بود، به هیچ وجه تعجب نکنید. برخلاف مردها، خانم ها برای رساندن پیام خود از کنایه ها و اشاره ها استفاده میکنند. اما اگر یاد بگیرید که چطور از ژست ها، تن صدا، و حالت چهره پی به منظور واقعی او ببرید، با مشکلات کمتری مواجه خواهید شد. امید است که این مطالب توانسته باشد به شما کمک کند تا مقاصد و منظور همسرتان را بهتر درک کنید. 


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: احساسات ,احساسی ,رابطه ,دوست ,گوید ,ارتباط ,باید بکنید ,برقراری ارتباط ,دوست دارد ,دوست ندارد ,ارتباطات غیرکلامی ,برقراری ارتباطات احساسی ,مردا

رفع بحران "خلاء عاطفی" در میانسالی

تنها چیزی که از زندگی می خواهم این است که بتوانم روزی عاشق شوم و از آن به بعد تا آخر عمر خود به خوبی و خوشی زندگی کنم. پایان. 

اما این مطلب آنقدرها هم که شما تصور می کنید ساده و پیش پا افتاده نیست. در حدود چهل و خورده ای سالم بود و یک زندگی کاملاً عادی را دنبال می کردم. در زندگی شخصی خود متاسفانه دو مرتبه طلاق را تجربه کرده بودم و همین امر باعث ایجاد شک و تردیدهای فراوانی در من شده بود. به این دلیل که چنین تجربه های تلخی را چشیده بودم، مشکلات دیگری نیز برایم بوجود آمده بود: من دیگر نمی توانستم به جنس مخالف خود اعتماد کنم، دلیلش هم این بود که نمی خواستم مجدداً آسیب ببینم. حدس بزنید چی شد؟ یک خانمی را ملاقات کردم که هم سن و سال خودم بود و همانند خودم شکست های عاطفی متفاوتی را تجربه کرده بود و نتیجه: تصور میکردم با تمام این تفاصیل هیچ گاه به هم علاقمند نخواهیم شد! هیچ انسانی توقع ندارد هنگامیکه روی یک زمین سیمانی دانه می کارد، فردا با کشتزار گندم مواجه شود. 

همانطور که می دانید دنیای اینترنت سرشار از افراد زخم خورده است. سایت های قرار ملاقات بسیار گسترده شده اند و هزاران هزار نفر از سراسر جهان داخل این سایت ها گرد هم جمع می شوند و به دنبال عشق حقیقی خود می گردند. البته به ندرت میتوان قصه های موفقیت آمیز، همراه با پایان خوب و خوش را هم دورن آنها پیدا کرد، اما تعدا کثیری از آنها همچنان ناامیدانه به زندگی خود ادامه می دهند. برای چند لحظه می توانید به این سایت ها بپیوندید (من برای سه ماه این کار را انجام دادم و همین امر باعث شد که تا سه سال نتوانم آنرا رها کنم) و می بینید که چهره های مشابه بارها و بارها به سوی شما می آیند. انسان هایی را که ملاقات می کنید به هیچ وجه زشت، شرور، و یا خطرناک نیستند. آنها انسانهای عادی درست شبیه به من و شما هستند. فقط تا به حال عشق به سراغ آنها نرفته است.

چرا؟

برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید از خودتان بپرسید که چرا یک نفر در وهله اول به دنبال برقراری ارتباط است. شاید پاسخ این پرسش به وضوح، آشکار نباشد، اما بسیار ساده است. از دهه 90 به بعد، در هر نسل، همه انسانها به سوی برقراری رابطه های جدید گرایش پیدا کردند؛ چرا که از تاریخ فوق، برقراری رابطه به صورت یک امر اجتناب ناپذیر در آمده است. دیر یا زود مسئله تولید مثل هم مطرح می شود و حاملگی به این معناست که خانم ها نیاز به حمایت اقتصادی دارند، و نتیجتاً پدر خانواده این وظیفه را به عهده می گیرد. نقش افراد کاملاً روشن است؛ طبیعت کار خود را انجام می دهد. حتی اگر رابطه " شاد" باشد و دو نفر "عاشق" یکدیگر باشند، بازهم مسائل دیگری به وجود می آید که دوری از آنها اجتناب ناپذیر خواهد بود. ایجاد رابطه یک امر حیاتی است و رابطه سالم به رابطه ای گفته می شود که تنها مرگ قادر باشد شرکای آن را از یکدیگر جدا کند.

به مشکلاتی که در بالا به آنها اشاره شد، قضیه مذهب و فشارهای اجتماعی را نیز اضافه کنید، آنوقت می بینید که کنار هم ماندن تا چه اندازه دشوارخواهد شد. به همین دلیل است که مادر بزرگ ها و پدر برگ ها و اجداد و نیاکان ما خیلی راحت تر میتوانستند تا آخر عمر در کنار یکدیگر باقی بمانند. 

این روزها وضعیت ما با گذشته فرق کرده است. همه چیز به این مطلب ختم می شود: ما تنها به این دلیل در یک رابطه باقی می مانیم، و یا حتی وارد آن می شویم، چون این کار بهتر از انجام ندادن آن است.

به عبارت دیگر یک رابطه باید موجب ایجاد خوشحالی در ما شود در غیر اینصورت هرگز حاضر به تحمل آن نخواهیم بود.

این مسئله بسیار مهمی است، اما مشکل بزرگتری که وجود دارد، هیچ ربطی به خود رابطه ندارد. بلکه مشکل این است که مردم این کار را بدون وجود هیچ گونه دانشی انجام می دهند. جامعه همچنان ارزش های پیش پا افتاده را مرکز اصلی توجه خود قرار می دهند و ما هم با همان مقیاس های قدیمی، رفتارهای خودمان را تخمین می زنیم. هنوز تصور میکنیم اگر رابطه ما بهم بخورد، بازنده میدان خواهیم بود و متحمل شکست شده ایم، به ویژه اگر طرفی باشیم که دیگری این کار را در حق ما انجام داده باشد. اگر رابطه شما بهم خورد باید به آن درست مانند عوض کردن خانه، تغییر شغل، مهاجرت کردن به یک کشور دیگر و.... نگاه کنید. تاکنون برای خود شما چند مرتبه اتفاق افتاده که کارهای بالا را انجام داده باشید؟ اما عوض کردن شریک زندگی؟! حتماً شما خودتان یک مشکلی دارید!!

راه حل چیست؟

حقیقتاً می توان گفت: دو چیز؛ اول اینکه عاشق خودتان باشید. اگر خودتان را دوست داشته باشید هیچ کس نمی تواند به شما آسیب بزند چراکه به یک قدرت درونی مصلح می شوید. اگر به آرنولد شوارتزنگه بگویند که تو انسان ضعیفی هستی، این امر اصلاً برایش مهم نیست، چون اعتماد به نفس دارد، خودش را دوست می دارد، و از همه این حرف ها گذشته به درستی می داند که اینچنین نیست.

دوم اینکه چیزهایی را که از رابطه و زندگی خود می خواهید، به طور کامل برای خودتان روشن کنید، و با طرف مقابل خود نیز در مورد آن موارد صادق باشید. آیا واقعاً میخواهید با کسی ارتباط برقرار کنید که دارای فرزند است؟ آیا برایتان اهمیت دارد که فرد زیبایی که به تازگی با او آشنا شده اید، فاقد هر گونه تحریک پذیری جنسی باشد؟ و یا بالعکس یک انسان سیری ناپذیر باشد؟

همچنین شما باید بتوانید که با خودتان نیز در مورد این مسائل با انعطاف پذیری بیشتری برخورد کنید. خواست ها و نیازهای انسان، به مرور زمان تغییر پیدا می کنند. تمایلات افراد، سه ماه پس از بهم خوردن رابطه، درست مثل همان روز اول نیستند، و سه سال بعد نیز باز هم نسبت به روز اول دگرگون شده اند. بنابراین به این نتیجه میرسیم که شما باید همواره به درون خود گوش کنید، و نه تنها به او آسیب وارد نسازید، بلکه به او اعتماد کرده  و دقیقاً مطابق توصیه های او عمل کنید! 

اما به راستی چه چیزی می تواند یک فرمول ساده و عملی را به شما به منظور یافتن و نگه داشتن یک عشق حقیقی ارائه کند؟ واقعاً می خواهید بدانید؟ 

باید فردی را که هر روز با او هستید با تمام وجود دوست داشته باشید. (برای اینکه بدانید این شخص چه کسی است، بهتر است نگاهی به داخل آینه بیندازید!) 

فقط همین! با این کار شما حامل توده های عظیمی از عشق می شوید که می توانید به راحتی به دیگران نثار کنید. (و این امر از شما یک انسان فوق العاده جذاب و جالب می سازد)؛ در طول زمان هایی که خودتان را یک فرد تنها تصور می کنید، مطمئن باشدی که زندگی چندان بد نخواهد گذشت، چون برای مدتی با درون خودتان همنشین می شوید.

به هر حال کیست که این کار را انجام نداده باشد؟

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟! 

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید. 

1-  مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2-  نه گفتن 

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن شهوت جنسی شدید 

کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن 

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند. 

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید. 

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس  قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند. 

7- پنهان کردن احساسات 

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند.  شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد. 

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد. 

8- سرتاپای او را وارسی کنید 

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد. 

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند.  خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند. 

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید 

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد. 

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد. 


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: خانم ,رابطه ,کنید، ,انجام ,خودتان ,دوست ,داشته باشید ,داشته باشد ,دوست داشته ,دوست دارند ,همین دلیل ,دوست داشته باشید

آقایون از ازدواج چه می خواهند؟

درست است که هنوز هم رویای زیر آبی رفتن را در سر دارند، اما شوهرهای امروزی واقعاً وفادار هستند و سعی می کنند هم نان آور خوبی برای خانواده باشند و هم کارهای خانه را خوب انجام دهند. و حتی بیشتر از همیشه به دنبال ایجاد ارتباط و صمیمیت روحی و روانی با مسرانشان هستند. 


سامان 33 ساله هم مثل سایر مردها هیچوقت لیست خاصی از ویژگی ها و خصوصیات همسر ایدآل خود نداشته است. اما وقتی با همسر آینده اش، جولی لادن، چهار سال پیش در رستورانی که هر دو آنها بعنوان گارسن کار می کردند روبه رو شد،  احساس کرد که این همان زن ایدآل اوست. گرچه لادن 27 ساله زن زیبایی است، اما انتخاب سامان فقط به خاطر ظاهر او نبوده است. 

درعوض، او به خاطر نقاط مشترکی که باهم داشتند احساس راحتی می کرد. او میگوید، "هر دو ما اهل معاشرت و عاشق گشت و گذار با دوستانمان هستیم، اما هر دو واقعاً به والدینمان وابسته هستیم و درمورد راه و روش بزرگ کردن بچه هایمان هم ایده های مشترک زیادی داریم." سامان همچنین جاه طلبی لادن را که می خواست متخصص کار درمانی شود، دوست داشت—نه تنها به این خاطر که جنبه ی خدماتی این شغل را تحسین می کرد بلکه اهمیت داشتن دو منبع درآمد در خانه را هم فهمیده بود. اما مهمتر از همه این بود که لادن به نظرش همسری با درک و فهم بالا و حامی می آمد. سامان که الان یک کارشناس بیمه در تهران است، می گوید، "من فوراً متوجه شدم که لادن با مردم خیلی خوب رفتار می کند. وقتی قرار است بقیه ی عمرتان را یک نفر بگذرانید، این مسائل اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند." 

اولویت های سامان با مردهای نسل های قبل که به همسرانشان در وهله ی اول بعنوان مادر و زن خانه دار نگاه می کردند، فرق می کند. براساس آمار ارائه شده از اداره ی کار ایالات متحده، دراواسط دهه ی شصت، فقط 35 درصد از زنان متاهل در خارج از منزل کار می کرده اند. اما امروزه، در بیش از 60 درصد از ازدواج ها، هر دو طرف هم زن و هم مرد در بیرون از خانه به کار مشغولند. همچنین براساس تحقیق انجام گرفته توسط محققین دانشگاه مریلند، تعداد ساعاتی که زنان متاهل هر هفته به کارهای خانه اختصاص می دهند، از 34 ساعت به 19 ساعت تقلیل یافته است، درحالیکه این ساعت برای مردان از 5 به 10 ساعت افزایش یافته است. 


مردها چطور انتخاب می کنند؟

آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی مثل سامان راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر  شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند.

مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، 94 درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و 92 درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال 1977 حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم الا زده است (درواقع 69 درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط 8 درصد از آنها طلاق گرفته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان 27 است درحالیکه در سال 1960، 23 بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود سکس و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جومع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، "خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود." 

فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال 1939 از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل 50 دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ 63 درصد از آنها منفی بود. 

حتی در سال 1977 هم تقریباً %70 از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال 2001 تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %42 از مردان مجرد 20 تا 24 ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال 2002، 55 درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است. 

این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از 16 درصد در سال 1981 به 23 درصد در سال 1996 افزایش داشته است. سامان می گوید، "این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند." (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً 80 درصد از زنان بین 20 تا 29 سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی).

در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرفته در سال 1997 در نیویورک، 70 درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری می کنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. 93 درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل می کنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار 90 درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک می شوند، نسبت به سال 1965 که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، "چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی "من نان آور خانه هستم" استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را 50-50 تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرفها را می شویم و از این قبیل..."



یافتن همسر و همدم واقعی 

بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند. 

در پروژه ی تحقیقاتی که در سال 2001 انجام گرفت، مشخص شد که 94 درصد از مردان بین 20 تا 29 سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، "مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی می خواهند." 

در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، "فکر نمی کنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند." 

دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی 60 مرد مجرد در 20 تا 40 سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد.


زیبایی در مقابل هوش

هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال 1999 انجام گرفت مشخص شد که 43 درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان می شوند، و 35 درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط 24 درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای 60 درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.)

زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، 55 درصد از آنها مورد اول و فقط 23 درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که 28 درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و 37 درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است). 

محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن می گذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه می گوید، "می دانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را می بیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند!" 

در واقع، طبق تحقیقی که در سال 201 در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که 98 درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی می کنند (درمقابل 78 درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از 5 درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، سکس خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که 2 درصد است) و نزدیک به 80 درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با 90 درصد خانم ها). 

اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، 2/21 مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت می دهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، "اما آنچه مردها واقعاً می خواهند، بودن با زنی است که او را از نظر جنسی بخواهد. اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست."


مردها همچنین به زنانی که از سکس لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال 2000 انجامگرفت، اینطور استنباط شد که 80 درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در رابطه جنسی داشته باشد (73 درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه از نظر جنسی فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال 1997 انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از تجربه ی جنسی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است.


بیولوژی در مقابل واقعیت 

مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، "ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای 35 باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند."

و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، "مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند."

مورگان کِنِی 58 ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی 44 ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است. 


خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند. 


برای مردها چه مهم است؟ 

چه چیز زنها برای مردها بیشترین اهمیت را دارد؟ از مردهای متفاوتی این سؤال و چندین سؤال مهم و اساسی دیگر، از میزان و رضایت جنسیشان گرفته تا فکر قدرت طلبی برای انجام کارهای خانه و تربیت فرزندان، را پرسیدیم. نزدیک به 300 مرد به این تحقیق آنلاین پاسخ دادند—معلمین، مهندسین، برق کارها، مکانیک ها، و غیره و غیره...که از 25 تا 67 سال سن داشتند. اطلاعات زیر نتیجه ی  یافته های ماست.

فقط %17 از مردها گفتند که انجام حداقل نیمی از کارهای خانه بر گردن آنهاست. و %27 ادعا کردند که بیشتر مسئولیت بچه داری بر عهده ی  آنهاست. اکثر مردان (%66) احساس می کردند که سهم آنها از کارهای خانه و بچه داری عادلانه است، درحالیکه % 27 ادعا کردند دوست دارند حتی از این مقدار هم بیشتر کار کنند اما وقتش را ندارند.

 

حریم شخصی 

سونیــــا و همـسرش طـی 10 ســـــالی کــه از ازدواجشان
می گذرد مسائل بسیاری را با هم سهیم شده اند: تـغییر
شغل،ساختن خانه،بیماری مادرش،بزرگ کردن دخترشان،
و...اما اخیراً مسئله ای پیش آمد که سونیا حاضر به سهیم
کـردن شـوهرش در آن نشده است. ایمیل شوهرش از کـار
افتاده بود و می خواست که از ایـــمیل او استفاده کند. بعد
از اینکه شوهرش وارد سیستم شد،از او رمز عبور ایمیلش
را خـواست امـا سونیا گفت کـه بـاید خودش آن را وارد کند.
شوهرش فکر میکرد که شوخی می کند و دوباره تقاضایش
را مطرح کرد. امـــا سونیا لام تـــــا کــــــام حرف نزد. و وقتی
مـی خواست رمـز عبور را وارد کند شوهرش را مـجبور کـرد
جای دیگری را نگاه کند. 


سونیا درمورد احساس شوهرش در آن لحظه میگوید، "او گیج و بسیار عصبانی بود. من برایش توضیح دادم که چیزی در ایمیلم وجود ندارد که باعث ناراحتی او شود اما فکر هم نمی کنم که چون متاهل هستم باید خصوصی ترین مسائلم را هم با او درمیان بگذارم." 


دو نفر یکی میشوند...من به ما تبدیل می شود و دو طرف همه چیزشان را با هم شریک می شوند. این یک ایده آل در ازدواج رمانتیک است. اما بعد از حرف زدن با زنانی مثل سونیا حیرت می کنم: آیا این کار واقع بینانه است؟ آیا حتی برای ما خوشایند است؟ 


یک روانشناس، می گوید، "توازن و تعادل بین جدایی و پیوستگی یکی از مهمترین مسائل در ازدواج است. همه ی زوج ها تلاش می کنند راهکاری را پیش گیرند که هر دو طرف با آن راحت باشند. گاهی اوقات یک زوج دوست دارد در رابطه پیوستگی بیشتری داشته باشد، درحالیکه زوج دیگر ممکن است جدایی بیشتر طلب کند." 


اکثر دوستانم در عقیده ی خود راسخند که زن و شوهر باید در همه چیز باهم شریک باشند. اما وقتی کمی فکر میکنند، می بینند که خیلی وقت ها بعضی مسائل را از همسرشان پنهان می کنند—مثل کیفیت رابطه ی جنسیشان با یکدیگر یا چیزهایی درمورد خانواده ی همسرشان. یکی از همسایگانم روزی به من گفت، "من همه چیز را به شوهرم می گویم." اما کمی از گفتن این ادعا نگذشته بود که حرفش را پس گرفت، "نمی دانم، شاید همه چیز نه..." لحظه ای صبر کرد و بعد گفته اش را اینطور تکمیل کرد، "باشه باشه قبول می کنم، همه چیز را نمی گویم، فقط چیزهایی را که فکر میکنم لازم است بداند با او درمیان می گذارم." 


کمی جدایی 

اما متخصصین چندان هم از این مسئله تعجب نمی کنند، آنها معتقدند که جمله ی "هیچ رازی بین ما نیست" بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد، "هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است: اگر این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند، احتمال بسیاری وجود دارد که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و اگر هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد." 


به عبارت دیگر، ترکیب شدن دو طرف در ازدواج کمی حالت مجازی دارد نه واقعی. زن و شوهر همیشه افرادی جدا از هم خواهند بود، و درون هر فردی فضایی است که نیاز به حفاظت دارد—یعنی شما این حق را ندارید که ایمیل ها، کمدها، یا حتی کیف همدیگر را بدون اجازه ی طرفتان چک کنید. درواقع، همه ی کارشناسانی که مسئله ی بین سونیا و همسرش را مطالعه کردند، اتفاق نظر داشتند که سونیا کاملاً حق داشته که بخواهد رمز عبور ایمیل خود را از همسرش پنهان کند. 


اما شناخت از نیاز به داشتن حریم درونی در دنیای واقعی چگونه شکل می گیرد؟ در بهترین ازدواج ها، زوجین به هم اجازه می دهند که از حد خود فراتر بروند، و به طور ضمنی به هم اعتماد می کنند که هر چه را که باید به همدیگر بگویند. این مسئله به ویژه در مورد مسائل مالی بسیار اتفاق می افتد—همانطور که در اکثر مواردی که از خانم ها سؤال می کنم که چه چیز را از همسرانشان پنهان می کنند، به همن نکته اشاره میکنند. 

ترتیبات مالی معمولاً در روابطی که بازجویی های هر روزه از دخل و خرج طرفین انجام نمی شود، معمولاً بهتر صورت می گیرد. زوجی را می شناختم که بین خود قرار گذاشته بودند که درمورد خرج های بالای 200 هزار تومان با هم مشورت کنند، و تا زیر این قیمت خودشان مختار بودند. وقتی یکی از طرفین در ازدواج عادت داشته باشد تا یک ریال خرج و مخارج طرف مقابل را هم حساب کند، تمایل به پنهان کردن خرج ها در طرف مقابلش بیشتر خواهد شد—مشکلی که ریشه و بنیاد آن از بی اعتمادی نشات می گیرد. 


بله، مسئله ی حریم شخصی نیز در ازدواج مثل خیلی از مسائل دیگر به مسئله ی اعتماد برمی گردد. طرفین رابطه چقدر باید به هم آزادی عمل بدهند؟ چه وقت پنهان کردن یک مسئله، یا برعکس آن، تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، خیانت در اعتماد به شمار می رود؟ خودِ من، بااینکه چیزی برای پنهان کردن ندارم، اما اگر می فهمیدم شوهرم بدون اجازه ام وارد ایمیلم شده است مطمئناً آزرده خاطر می شدم و مطمئنم او هم اگر من چنین کاری می کردم همین احساس را داشت. شوهر من که یک عکاس است زمان زیادی را در سفر می گذراند و گفتن همه ی  جزئیات زندگیش وقتی پیش من نیست کمی دشوار است. و اگر همه ی اتفاقاتی که برایش می افتد را برای من تعریف نکند مطمئناً من ناراحت یا ناامید نمی شوم چون می دانم که قادر به نفوذ به همه ی شکاف های مغزش نیستم. او هم درعوض از رازهای کوچکی که برای خودم دارم ناراحت نمی شود. 


درواقع من فکر می کنم داشتن این حریم شخصی باعث می شود بتوانم خودم را در رابطه هر از گاهی احیاء کنم. اگر من مجبور بودم که همه ی کارها و افکارم را با شوهرم درمیان بگذارم، آنقدر از انرژی خالی می شدم که دیگر چیزی برای سایر قسمت های زندگیم مثل کار و بچه ها نمی ماند. 


حفظ ظاهر 

علاوه بر این مسائل، آشکار کردن همه ی افکاری که از ذهنتان می گذرد ممکن است گاهاً خطرناک باشد. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد، "طبیی است که گاهی اوقات افکار منفی داشته باشیم—حتی گاهی از همسرمان متنفر می شویم...اما به زبان آوردن آن برای همسرمان چندان خوشایند نخواهد بود، به خصوص اگر روز بعد دیگر چنین حسی به او نداشت باشید. اگر بخواهید هر وقت که از همسرتان متنفر یا آزرده خاطر شدید به او بگویید، ازدوجتان خیلی زود به هم خواهد خورد." 

سعی کنید کمی از احساسات طرف مقابلتان چشمپوشی کنید: آیا این بهترین دلیل برای نگه داشتن بعضی چیزها پیش خودتان نیست؟ یکی از دوستانم روزی به من گفت که از سکس با همسر قبلیش بیشتر احساس رضایت می کرده است اما هیچوقت جرات گفتن این مطلب را به همسر فعلیش که بسیار برایش قابل احترام است ندارد. او به درستی این مسئله را برای حفظ احترام همسرش، پیش خود پنهان کرده است—مثل وقتی که بعضی چیزها را برای حفاظت از خودتان پیش خود مخفی می کنید. دوست من لیزا از گفتن وزنش به همسرش ابا می کند. او می گوید، "من خیلی سبک تر از وزنم به نظر می آیم پس چرا باید همسرم را با گفتن این واقعیت همسرم را از خودم نامید کنم؟" حفظ این حریم شخصی، از شما محاظت می کند؛ باعث می شود در نظر فردی که برایتان قابل ارزش و احترام است، رقت انگیز و ناتوان به نظر نیایید. زنی را می شناختم که می گفت "وقتی یکبار کودکم از روی میز به پایین پرت شد به همسرم نگفتم، کودک آسیبی ندیده بود خودم هم به اندازه ی کافی ناراحت بودم پس چرا باید فکر همسرم را هم آشفته می کردم؟" 


یکی از دوستانم می گفت که چند وقتی از طرف یکی از دوست پسران سابقش نامه های عاشقانه ای به دفتر کارش می رسد. او این نامه ها را جواب نمی داد اما لزومی هم نمی دید که این مسئله را با همسرش درمیان بگذارد چون احساس می کرد بی دلیل باعث رنجش او خواهد شد. چه کسی می تواند این زن را از کتمان حقیقت از همسرش متهم کند؟ همه ی ما به تجربه دریافته ایم که صداقت همیشه هم خوب نیست و گاهی خانه خراب کن می شود. 





حقیقت و دروغ 

البته بین حق مشروع برای داشتن حریم شخصی و فریب و نیرنگ تفاوت وجود دارد. اما چه مسائلی را می توانید شرعاً و بدون رسیدن هیچگونه آسیب به کسی، پیش خود نگه دارید؟ کدام مسائل اگر برملا شود، باعث ایجاد شکاف و جدایی عمیق بین شما و همسرتان خواهد شد؟ 


دکتر رآل اعتقاد دارد که همه ی ما ذاتاً و غریزتاً می دانیم که این حد و حدود تا کجاست. بااینحال مقیاسی برای ما عنوان میکند: از خودتان بپرسید، اگر کسی از این کار شما فیلم بگیرد و آن را به همسرتان نشان دهد، آیا ناراحت یا عصبانی می شود؟ آیا می توانید جلوی آینه بایستید و رودردرو به خودتان گویید که بیگناه و بی تقصیرید؟ اگر نتوانید اینکار را کنید حتماً کارتان مشکل دارد. 


در این حالت باید بفهمید که پنهان کردن این مسئله به خاطر حق طبیعی شما برای داشتن حریم شخصی نیست، بلکه به این خاطر است که می دانید کارتان اشتباه بوده است. و اینجاست که همسرتان را فریب می دهید. 


دکتر رنی کوهن اعتقاد دارد، "فعالیت های بزرگسالانه ای هست که گزارش جزء به جزء آن به همسر الزامی ندارد. شما دیگر بچه نیستید که بخواهید برای کارهایتان اجازه بگیرید. باید اینقدر اعتماد و اطمینان در ازدواجتان باشد که این آزادی عمل را به شما بدهد." 


در پایان باید بگویم اینکه چه چیزهایی را باید از همسرتان پنهان کنید و چه چیزهایی را نباید، بستگی به نوع رابطه ی شما وهمسرتان دارد. شناختی که از همسرتان دارید می تواند کمک خوبی برایتان باشد و از آن طریق بفهمید که دوست دارد چه چیزهایی را با او میان بگذارید. 


و اگر در موردی تردید داشتید، صراحت را انتخاب کنید: گاهی اوقات برملا کردن حقایق بهتر از نگه داشتن راز است. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد هر چه دو طرف رابطه مسائل بیشتری را از هم پنهان کنند، ازدواجشان بی ثبات تر و ناپایدارتر خواهد شد. "وقتی درمورد آنچه که هستید رک و صادق باشید، و همزمان فردیت خودتان را حفظ کنید، همسرتان تمایل بیشتر برای پذیرش و قبول شما آنطور که هستید پیدا خواهد کرد."


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: درصد ,مردها ,ازدواج ,خانه ,مردان ,دارند ,کارهای خانه ,حریم شخصی ,اعتقاد دارد، ,داشته باشد ,انجام گرفت، ,دکتر جاکوبز اعتقاد ,دکتر پوپنو اعتقاد ,تح

تفاوتهای روحی-روانی میان خانمها و آقایون

بیانیه مشهور فروید پیرامون این مطلب که "آناتومی جزء سرنوشت و تقدیر افراد محسوب می شود" (به این معنا که خصوصیات اصلی و ذاتی ما با توجه به جنسیتمان معین می گردند) مورد بحث بسیاری از دانشمندان است. همانطور که می دانید برخی از افکار و احسسات خاص وجود دارند که تنها مربوط به یکی از جنسیت ها میشوند و با جنس دیگر هیچ گونه سازگاری ندارد. البته نباید فراموش کنیم که در هر دو جنس خصوصیات زنانه و مردانه به طور مشترک وجود دارد. این روزها به نظر می رسد که مرزهای میان تفاوت های احساسی میان خانم ها و آقایون در حال ناپدید شدن میباشد. با توجه به این حقیقت که خانم ها هر روزه از نظر اقتصادی استقلال بیشتری را پیدا می کنند، وجهه مردانه خانم ها بیشتر آشکار می شود و بالطبع آقایون نیز در پی رسیدن به خصوصیات زنانه خود هستند.

تولید مثل تنها از عهده خانم ها بر می آید. خصوصیات ذاتی انسان ها را نمی توان تغییر داد. شاید خصوصیات احساسی هر دو جنس بر اساس نیازهای اجتماعی و فرهنگی جامعه تغییر پیدا کند، اما تعیین کننده های بیولوژیک هیچ گاه تغییر نکرده و همچنان به قوت خود باقی می ماند. این امر نهایتاً منجر به پدید آمدن تقابل عمده ای در خصوصیات و روابط عاطفی زن و مرد می شود. به هر حال بر اساس تفاوت های جسمی و ذاتی، آقایون هیچ گاه نمی توانند مادر شوند و حتی آرزوی چنین کاری را نیز نمی توانند داشته باشند. 

درک تفاوت های روانی سودمند است 

درک تفاوت های روانی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد. یکی از مقوله هایی که با اتکا به آن می توانید کاری کنید که طرف مقابل شما را بیشتر دوست داشته باشد نیز بهره گیری از همین مطلب است. با اتکا به این مهم می توانید رابطه ای هماهنگ و ادامه دار را به وجود آورید. این امر همچنین به تمام افراد کمک می کند تا متوجه شوند که چرا خانم ها و آقایون به طور متفاوت تصور کرده و مطابق آن رفتار می نمایند. به عبارت دیگر اگر ما بتوانیم خودمان را جای تک تک افراد دیگر بگذاریم، آنوقت مشکلات و کشمش ها به طور قابل ملاحظه ای کاهش پیدا می کند. 

کشمکش های درونی خانم ها و آقایون 

خیلی جالب است که بدانیم برای سالیان دراز آقایون نگران این مطلب بودند که مبادا به اندازه کافی مردانه جلوه نکنند و از سوی دیگر خانم ها نیز همیشه همراه با این فکر زندگی می کردند که فقط دارای خصوصیات زنانه محض باشند. با بهره گیری از این الگو خیلی راحت می توان به این نتیجه رسید که چگونه انسانها در رزمگاه جنسیت ها با یکدیگر به مبارزه می پردازند: آقایون همیشه در این جدال به سر می برند که توانایی های خود را چه در جنسیت، و چه در موارد غیر جنسی، اثبات نمایند و خانم ها نیز تمایل داشتند که توانایی های بالقوه خودشان را نشان دهند تا به آنها نیز به عنوان یک انسان کامل نگاه شود. 

برخی مثال های رایج در مورد تفاوت های میان دو جنس از نظر روانی 

1-  خانم ها گاهی اوقات عباراتی رابه زبان می آورند که از بیان آنها هیچ منظوری ندارند، و شاید فقط در آن لحظه بخصوص آن منظور را داشته باشند و در لحظه ای دیگر از یادشان برود. برخی از حرف های آنها اسرار آمیز بوده و هیچ کس نمی تواند از مفهوم آن چیزی سر در بیاورد و در برخی موارد دیگر نیز مشاهده شده که تمایل زیادی به طفره رفتن دارند. اما اگر بخواهیم در مورد آقایون صحبت کنیم باید بگوییم هنگامیکه حرف میزنند، به عنوان مثال زمانیکه در مورد مسائل سیاسی و یا فلسفی صحبت می کنند، مطالبی را عنوان می کنند که کاملاً بی معناست. 

2-  هدایا معمولاً معنای مختلفی را در ذهن خانم ها و آقایون آشکار می سازد. هدایا در نظر آقایون معمولاً تنها یک شیء مادی هستند و هیچ گونه بار معنایی دیگری ندارند. خانم ها به طور ناخواسته تصور می کنند که هدایا بیانگر خصوصیات فردی شخص هدیه دهنده هستند و برای آنها نموداری از عشق و اهمیت می باشند. خانم ها دوست دارند کادوهایی را که از سوی معشوقه هایشان دریافت می کنند، همان چیزی باشد که روزی به او گفته اند که دوست دارند آنرا داشته باشند. 

3- معمولاً همیشه می بینیم که خانم ها خوشحال و خندان، خبر ازدواج و یا نامزدی خود ا به دوستان، خواهر و بردرها، و همقطارانشان اعلام می کنند، اما می بینیم که این کار برای آقایون آنچنان مرسوم نیست. ازدواج برای خانم ها شروع یک زندگی جدید و پیوستن به کسی که دوستش دارند، می باشد. این امر در حالی است که همیشه ازدواج معنای متفاوتی برای آقایون دارد. به معنای وظیفه، تعهد، مسئولیت، تلاش و کار می باشد و گاهی اوقات هم تنها باید کار کنند و هیچ خبری از تفریح و شادی نیست. این امر به طور کاملاً اشکار به ما نشان می دهد که چرا آقایون تمایل چندانی به پذیرش تعهد از خود نشان نمی دهند.

4-   آقایون به طور کلی تصور می کنند که یک امر نمی تواند در عین حال در نقطه عکس آن قرار داشته باشد و مخالف آن باشد. اما خانم ها هیچ مشکلی ندارند که تصور کنند یک امر در یک زمان می تواند در حالت مخالف خودش نیز قرار بگیرد. خانم ها هیچ مشکلی در لغو عقل و منطق ندارند و هر کجا که لازم باشد به راحتی می توانند از منطق مخصوص به خودشان استفاده کند.

5-  خانم ها معمولاً تمایل زیادی به استفاده از کلماتی نظیر " همیشه/ هیچ وقت" در مقابل همسرانشان دارند. برای نمونه " تو همیشه سر من داد می زنی" و " تو همیشه در حال تماشای تلویزیون هستی" و یا "تو هیچ وقت برای من گل نمی خری" و یا " تو هیچ وقت مرا به یک رستوران شیک نمی بری." همه آقایون به خوبی می دانند که این "همیشه / هیچ وقت" ها تنها از روی احساس هستند و تنها نشانگر نا امیدی و عصبانیت خانم از سوی آنها می باشد. این امور دارای هیچ گونه بار واقعی نیستند. 

6- آگاهی شخصی خانم ها از خودشان خیلی بیشتر از آگاهی مردها از خودشان میباشد. خانم ها خیلی بیشتر از آقایون به نظر و عقیده دیگران نسبت به خودشان اهمیت می دهند، و تحت تاثیر حرف های دیگران قرار می گیرند. این امر به ویژه در مورد فردی که او رادوست می دارند معنا پیدا می کند.

یک مرد همواره باید نقطه قوت و تمرکز خارجی داشته باشد - چه کار باشد چه سرگرمی- یک چنین ضرورت روانی کمتر در خانم ها دیده می شود. 

با رشد 40 درصدی آمار طلاق و رقم رو به فزونی آن و بـا در
نـظر گـرفتن این امر که افراد تا سنین 70 – 80 سالگی و یـا
شاید گـاهی 90 سالگی عمر مـی کنــند، ازدوج و تشکیـل 
زندگی مشترک یکی از مسائلی است که اغلب افراد را به
وحشـت می اندازد. با این وجود اگر بدانید ازدواج مستـلـزم
چه مواردی بـوده و هـمـچنین انتظارات شخصی خودتان را
نیز معین نمایید، می توانـیـد بـه راحـتــی به ترس از ازدواج
غلبه کرده و با درک کامل تصمیم بگیرید کـه آیـا قصد ازدواج
دارید یا خیر؛

مراحل

1- ابتدا باید برای خودتان معین کنید که دقیقاً از چه چیز می ترسید. بیشتر افراد از خود ازدواج نمی ترسند، بلکه از حواشی و احتمال وجود شکست در آن وحشت دارند. احساس می کنید که چه تغییری ممکن است ایجاد شود؟ بدترین تصویر ذهنی که شما را در مقابل ازدواج کردن خلع سلاح می کند، در ذهن خود مجسم کنید. 

2-  ترس هایتان را مخاطب قرار دهید. اگر والدینتان ازدواج ناموفقی را تجربه کرده اند و تنها به این دلیل که آنها زندگی خوبی با هم نداشتند، شما نمی توانید نتیجه بگیرید که در زندگی مشترکتان موفق نمی شوید. اگر احساس می کنید که ممکن است در نهایت کارتان به جدایی ختم شود، لیستی از مواردی را که می توانید انجام دهید تا نتیجه موفقیت آمیز گردد بر روی یک برگ کاغذ یادداشت نمایید. تمام صحنه هایی که باعث ایجاد ترس در شما می شود را مجسم کنید و سپس به این مطلب فکر کنید که برای بهبود اوضاع چه قدمی می توانید بردارید. 

3-  مشورت بخواهید. از هر کسی که در زندگی مشترک خود موفق است بخواهید تا اسرار موفقیتش را با شما نیز در میان بگذارد. معمولاً آنها در حرف هایشان به این نکته هم اشاره می کنند: "همیشه سعی می کنیم از رفتار بد کوچک یکدیگر چشم پوشی کنیم" ، اما توجه داشته باشید که نیازهایتان را پیش از هر چیز باید با شریک زندگیتان در میان بگذارید. از این طریق هم شریکتان متوجه نیازهای شما می شود و هم میتوانید در رابطه خود به موفقیت دست پیدا کنید. 

4- تصمیم بگیرید که آیا خودتان شخص مقابل را برای زندگی تا آخر عمر انتخاب میکنید و یا اینکه او فقط شما را انتخاب کرده و دیگران نیز شما را تشویق به انجام چنین کاری می نمایند؟ شاید شما به راستی از ازدواج ترس نداشته باشید بلکه از ازدواج با این شخص بخصوص می ترسید. یک نکته بدیع این است که هیچ گاه به فکر کسی نباشید که بتوانید با او زندگی کنید، بلکه دنبال کسی بگردید که بدون او قادر به زنگی نباشید. 

5- ببینید که کدامیک از جنبه های ازدواج در نظر شما و در نظر طرف مقابل از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. ممکن است که شما با قبول تعهد نسبت به یکدیگر وارد رابطه شوید و رابطه تان بدون اینکه هیچ گونه ازدواج رسمی در آن به وقوع پیوسته باشد، همچنان ادامه پیدا کند. دقت کنید که در صورت رسمی شدن رابطه، شما و همچنین شریک زندگی و افراد دیگر خانواده چه تغییراتی را از خود نشان خواهند داد. اگر در مورد این مطلب که وجود ازدواج و یا عدم آن چه مسائلی را برای شما ایجاد میکند، صادق باشید بهتر می توانید معنا و مفهوم ازدواج را درک کرده و ببیند که با شرایط فعلی شما و فرد مورد نظرتان همخوانی دارد و یا خیر. 

6-  هیچ لزومی ندارد که هر ثانیه و هر روز از زندگی مشترک خود را در صلح و آرامش کامل سپری کنید. شما یک انسان کامل نیستید و شریکتان نیز چنین خصوصیتی ندارد. اگر منتظر ازدواج با کسی هستید که هر روز در زندگی خود فقط رنگین کمان و طلوع خورشید را مشاهده کنید، آنگاه هیچ گاه نمی توانید ازدواج کنید چرا که هیچ کس قادر به زندگی کردن با یک چنین خیالات خامی نیست. ازدواج موفق نیازمند تلاش سخت دو جانبه است و برای کامل کردن آن باید از زندگی خود برای آن مایه بگذارید. تعداد بسیار زیادی از افراد با امیدها و آرزوهای واهی ازدواج می کنند و زمانیکه مشاهده می کنند که اوضاع کمی دشوار شده و بر وفق مرادشان نیست درخواست طلاق را پر کرده و مجدد در پی یافتن فرد جدیدی می افتند. خودتان را برای عبور از دست اندازهای خیابان آماده کنید تا زمان مواجهه با آنها شگفت زده و متعجب نشوید. 

7- برای زندگی خود برنامه ریزی کنید. پیش از ازدواج بنشینید و تکلیف خودتان را با خودتان معلوم کنید. آیا بچه می خواهید؟ چند تا؟ چه کسی مسئول تامین مالی خانواده است؟ آیا هر دوی شما کار می کنید؟ چه مقدار پول برای دوران بازنشستگی پس انداز می کنید؟ کجا زندگی خواهید کرد؟ چه کسی مسئول چه کاری است؟ اگر آقا هنوز با دوستانش بیرون می رود، آیا خانم هم می تواند چنین کاری را انجام دهد؟ شاید مطرح کردن این سؤالات قدری مشکل باشد، اما این امر چیزی از اهمیت قضیه را کم نمی کند، و شما موظفید که آنها را با کسی که قصد دارید تا آخر عمر با او زندگی کنید در میان بگذارید. اگر در حال حاظر حلقه ازدواج را به دست کرده اید، دیگر نیازی نیست که شرایط را برای خودتان سخت تر کنید. در این شرایط باید مواقع بروز درگیری را پیش بینی کرده و از بروز آن جلوگیری نمایید. اگر شما رابطه سالمی داشته باشید مرحله پرسش و پاسخ شما را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک می سازد. 

نکات 

سه دلیل عمده طلاق را پول، سکس و فرزندان تشکیل می دهند. پیش از مواجهه با این مشکلات ببینید که آیا به اندازه کافی پیرامون این مطالب با فرد مقابل مشترکاتی دارید یا خیر. اگر بتوانید بر سر این مسائل با شریک زندگی خود به توافق برسید آنوقت حل مشکلات بعدی چندان دشوار نخواهد بود. در گفتگوهای صمیمی از او بخواهید که پیرامون انتظارات، عقاید، باورها، زمانبدی و .... برای شما بیشتر توضیح بدهد. هر چه بیشتر یکدیگر رابشناسید و مسائل مبهم کمتری در میان باشد، درصد موفقیت رابطه افزایش پیدا می کند. 
مخالفت در هر رابطه ای کاملاً طبیعی است. این امر یکی از ملزومات هر رابطه سالمی است و هر دو طرف می توانند چیزهای بسیار زیادی را از آن یاد بگیرند. تا آنجایی که می توانید به حرف های طرف مقابل به دقت گوش دهید و دیدگاههای شخصی آنها را نیز منظور کنید، همچنین در نهایت ادب و احترام نقطه نظر های شخصی خودتان را نیز به او انتقال دهید. 
دقت داشته باشید که تمام ازدواج ها موفق نیستند. نمیتوان اظهار کرد که انتخاب تمام افراد صحیح است، اما به هر حال باز هم باید انتخاب کرد. 
در نظر داشته باشید که اگر ترس از ازدواج به شما اجازه نمی دهد که فرد دیگری وارد زندگی مشترکتان شود، این احتمال وجود دارد که تا آخر عمر خود مجرد باقی بمانید. البته این امر بد نیست؛ چیزی که اهمیت دارد این است که خودتان ترجیح می دهید چگونه زندگی کنید. 
سعی کنید حتماً پیش از تشکیل زندگی مشترک برای مشاوره های پیش از ازدواج به یک مشاور مراجعه کنید. اطلاعات و گفتگوی رک و پوست کنده زیر نظر یک شخص سوم حرفه ای، می تواند به شما کمک کند که تصمیم نهایی خود را در مورد ازدواج  با اطمینان بیشتری اتخاذ نمایید. 
در مورد قراردادهای پیش از ازدواج فکر کنید و پیرامون آنها با شریک خود گفتگو کنید. 
به تمام نقاط منحصر بفرد و فوق العاده ازدواج فکر کنید. به این مطلب فکر کنید که می توانید با کسی که دوستش می دارید زندگی کنید. 
ببینید که چقدر خوش شانس هستید که حق ازدواج کردن را دارید. افراد بسیار زیادی در سطح جهان هستند که چنین حقی از آنها سلب شده است. 
به آثار فعالیت های جنسی و تاثیر آنها برروی رفتار شما در مقابل ازدواج فکر کنید. اگر بدون ازدواج رابطه جنسی داشته باشید، با این کار تعهد موجود برای ازدواج در نظرتان کاسته می شود. این اصل که سکس در خارج از رابطه زناشویی وجود ندارد، به زوج ها کمک می کند که نسبت به هم متعهد باقی مانده و احساس کنند که برای یکدیگر بی همتا و منحصر بفرد هستند. این امر به شما کمک می کند که ارزش های موجود در رابطه را بهتر دریافت کنید و ترس های خارجی را به کمترین میزان خود کاهش دهید. 
توجه 

اگر به هیچ وجه قادر به غلبه بر ترس خود نسبت به ازدواج نیستید، باید این موضوع را با فرد مقابل در میان بگذارید. با این کار ممکن است خودتان را در معرض بر هم خوردن رابطه قرار دهید، اما اگر همین حالا رابطه شما بهم بخورد، خیلی بهتر از این است که رابطه تان بعدها که ازدواج کردید به هم بخورد... هر کاری که می کنید، هیچ گاه زمانیکه احساس می کنید از روی اجبار به سمت ازدواج سوق داده شده اید و یا خودتان نمیخواهید این کار را انجام دهید، وارد زندگی مشترک نشوید. این امر صرفاً باعث ایجاد بدبختی برای هر دوی شما می شود.


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: ازدواج ,خانم ,زندگی ,آقایون ,رابطه ,خودتان ,زندگی مشترک ,داشته باشید ,زندگی کنید ,میان بگذارید ,بسیار زیادی

کنترل قرارهای عاشقانه - هدایت زندگی شخصی

مبحث مدیریت و کنــترل قرارهای ملاقات مقوله نسبتاً
جـدیدی به شـمار مـی رود. بـحث اصـلی ایـن مـطـلب
پـیـرامون ایـن امـر اسـت کـه افـراد بـاید بـر روی زندگی
رمـانـتـیـک خـود کنترل و اراده داشته باشند و بـه طـور
مسلم تکنیک هــای برقراری ارتباط با جنس مخالف را
فراگیرند. تفاوت بسیار زیادی میان نسلی که از طریق
قرارهای ملاقات اینترنتی با افرادیکه در سرتاسر جهان
هستند ارتباط برقرار می کـنند، و نسلی که دو یا سه
دهه پیش از این زندگی می کرده اند، وجود دارد. زندگی عشقی ما باید سرگرم کننده و لذت بخش باشد چراکه جزئی از پیکره اصلی زندگیمان به شمار می رود. این روزها این گونه قرارهای ملاقات برای همه افراد از اهمیت بیشتری برخوردار شده اند. البته نمی توان گفت که افراد خیلی سخت گیر شده اند و محافظه کارانه برخورد می کنند، بلکه از قدیم الایام هم یک چنین مسئله ای وجود داشته. این روزها مردم قبل از اینکه بخواهند با کسی قرار ملاقات بگذارند، ابتدا معیارهای خودشان را در ذهن طبقه بندی می کنند و سپس از روی ایده آل های خود به دنبال فرد مورد نظر می روند. می توان اظهار داشت که هر کس پیش از اینکه بر سر قرار ملاقاتی حاضر شود، دورنمایی از فرد مورد نظر خود را در ذهن تجسم می کند و می داند که باید دنبال چه کسی باشد. این امر یکی از فاکتورهای مؤثر در افزایش آشنایی های اینترنتی به شمار می رود.

از آنجایی که زندگی ما به دلیل فشارهای روزمره از قبیل کار، مسئولیت های جانبی و مسائل اقتصادی هر روز سخت تر می شود، پیدا کردن فردی که با ما سازگاری داشته باشد، کار دشواری به نظر می رسد. در گذشته شاید افراد فکر می کردند که باید "با هم بسازند" و خوشحال بودند از اینکه "مجرد" باقی نمانده اند. این گونه عقاید افکاری فرسوده و کهنه هستند که در عصر حاضر نمی توان به آنها اتکا نمود. 

در 40 سال اخیر با توجه به شیوه جدید تبلیغات، راههای جدید برقرای ارتباط و تحصیلات، این امکان برای تک تک افراد فراهم گردیده که راحت تر خود را بشناسند و از هر زمان دیگر نسبت به نیازهای خود آگاهی بیشتری پیدا کنند. این امر منجر می شود که ما نوعی اعتقاد بازدارنده در خود بوجود آوریم و به وسیله نوعی صنعت بزرگ چند میلیون تومانی خودمان را از انجام هر گونه اشتباهی بازداریم. البته نمی توان به این کار خورده گرفت، اما به هر حال تاثیر آن سبب می شود که ما پیش از هر زمانی در رویاهایمان غوطه ور بمانیم. 

ما پیش از هر زمانی به سمت مسائل شغلی کشیده شده ایم، برای ساعات طولانیتری کار می کنیم و بیش از هر زمان خسته می شویم. همانطور که می دانید همه افراد به طور کامل از مرخصی های خود استفاده نمی کنند و تماشای تلویزیون به عنوان اولین سرگرمی اکثریت قریب به اتفاق انسان ها در آمده است. مردم ترجیح میدهند که با دیگران صحبت نکنند و آنقدرها که تاب و توان دارند شکیبا و مقاوم ظاهر نشوند. به نظر می رسد که چیزی که ما این روزها از زندگی می خواهیم، دانش صرف است. 

اگر این کارها را با نیازهای مالی و مادی زندگی خود مطابقت دهیم، شاید به این نتیجه برسیم که زندگی متعادل و سالمی را دنبال می کنیم. این نسل تصور می کنند که با اتکا به دانش و آگاهی خود از حق انتخاب برخوردار هستند و آزادی کامل دارند. تاثیرات این امر بر روی قرارهای ملاقت نیز به وضوح قابل مشاهده است. دوستان؛ امروزه دنیای قرارهای ملاقات واقعاً پیچیده شده است. 


نتیجه چیست؟ 


اولین پی آمد این مطلب آن است که تعداد افراد مجرد و مطلقه افزایش پیدا می کند. این امر انبوهی از مشکلات مخصوص به خود را در بر دارد؛ اما من معتقدم یکی از بزرگترین این مشکلات ارزش یابی شخصی است که ما بر روی خودمان متمرکز میکنیم. ما دائماً به خودمان اطمینان می دهیم که چقدر خوب هستیم. ما به طور دائمی به خودمان می گوییم که چقدر فوق العاده هستیم و استحقاق بهترین ها را داریم . به ما القا کرده اند که مجردها از موفقیت بیشتری برخوردار هستند و ما هم چون مجرد هستیم پس موفق خواهیم بود. تصور می کنیم که اینگونه به خواسته هایمان خواهیم رسید و به همین دلیل استحقاق عشق و محبت بسیار زیادی را داریم. خوب تا حدودی این امر صحت دارد و من با آن موافق هستم، اما نتیجه این است که تقریباً هر فردی که ما با او در زندگی روزمره مان برخورد می کنیم به عنوان یک خواستگار بالقوه به نظر می رسد و به او مانند یک مصاحبه شونده نگاه می کنیم. تصور می کنیم که باید او را مورد قضاوت قرار دهیم، او را تحلیل و بررسی کنیم، می بایست پیش از اینکه هیچ مشکلی به وجود آید او را تکه تکه کرده و ریزترین اجزایش را موشکافی کنیم و بعد فکر می کنیم که باید عشق میان ما دو نفر بوجود آید. 

مشکل اینجاست که عشق حقیقی هیچ گاه شما را میان آسمان و هوا رها نمی کند. به نظر می رسد که یک چنین شرایطی کمتر در این دوره زمانه به وجود می آید. ما افراد مجرد همگی معشوقه های بالقوه ای هستیم که استعداد زیادی برای شرکت در صحنه قرارهای ملاقات مدرن داریم. ما همگی در دسترس هستیم تا به آن عشقی که انتظارش را داریم برسیم. مشکل اصلی بیشتر افراد این است که در زندگی آنطوری بزرگ نشده اند که توانایی خطر پذیری داشته باشند و اصولاً از ریسک کردن وحشت دارند. قرار ملاقات گذاشتن و انتخاب همسر، علم نیست که بتوانیم مانند سایر علوم آنرا فرابگیریم. فرمول خاصی ندارد و در کتاب ها نیز نمی توان آنرا پیدا کرد. حتی در این مقاله هم نمی توانید اصول و روش آن را آموزش ببینید. همه چیز مربوط به احساسات و اشتیاق و علاقه شماست. باید تجربه کسب کنید و با دیگران ارتباط برقرار کنید تا متوجه نقاط ضعف و قوت آنها بشوید. 

فرقی که میان ما و والدینمان وجود دارد این است که شاید آنها خیلی بیشتر از ما ریسک پذیر بودند – البته با توجه به شرایط فردی زندگی شان -  نسل های گذشته به اندازه ما ثروتمند نبودند، خیلی زود صاحب خانه شخصی نمی شدند و دلیلی هم نمیدیدند که برای مدت زمانی طولانی مجرد باقی بمانند. به همین دلیل انتخاب میکردند و تصمیمات سریعی اتخاذ می نمودند. در هر حال نسبت به ما احساس سرزندگی بیشتری داشتند و اجازه می دادند تا عشق و علاقه شان تغذیه شود. 

اینروزها ما در قطارهای بین شهری می نشینیم و آخرین چاپ کتاب های "کمک کردن به خود" را در مورد "نحوه برقراری صحیح با جنس مخالف" و یا "آداب قرارهای ملاقات" را می خوانیم اما حقیقت اینجاست که ما باید کتاب را کنار بگذاریم و به فردی که روبرویمان نشسته لبخند بزنیم. باید به عضویت یک کلوپ در بیاییم، دوستان جدیدی برای خودمان پیدا کنیم، با کسانیکه برای مدت ها از آنها خبری نداشته ایم تماس بگیریم، بیش از اندازه نگران واجد شرایط بودن اطرافیانمان نباشیم، سؤال نکنیم که آیا حساب بانکی شخصی که تازه به ما معرفی شده، خوب است یا نه و در عوض به چشمهایشان نگاه کنیم و ببینیم که آیا می توانند ما را عاشقانه دوست داشته باشند.  

بالا رفتن آمار قرارهای ملاقات اینترنتی این امر را به ما اثبات می کند که چه بسا انسان های بسیار زیادی وجود دارند که به دنبال شریک برای زندگی خود هستند. عموماً هیچ کس دوست ندارد مجرد باشد و هر کسی هم که این حرف را بزند، صرفاً حقیقت را پنهان می کند. قرارهای ملاقت اینترنتی به مردم اجازه می دهند که حق انتخاب بیشتری از همیشه داشته باشند تا فرد مورد نظر خود را پیدا کرده و او را انتخاب کنند. البته اینترنت تنها را ممکن نیست اما قطعاً به عنوان یکی از محتمل ترین روش ها به شمار می رود. 

در آخر می توان گفت که همه ما به هر حال عشق را به طرق مختلف پیدا خواهیم کرد، می توانیم کسی را پیدا کنیم که ما را خوشحال کند یا برعکس موجبات ناراحتی مان را فراهم آورد؛ اما دنیای مدرن قرارهای ملاقات امروزی کمی پیچیده است به همین دلیل در کلیه مراحل باید هشیار بوده و رهنمود های خاص خود را دنباله روی کنیم.

خانم ها ظرف 5 ثانیه بالا تا پایین شما را ارزیابی می کنند که این مسئله باعث میشود اولین تاثیر اهمیت زیادی در زندگی عشقی شما داشته باشد. فکر نکنید که این قضاوت سریع فقط درمورد خود شماست. نه خیر آنها درمورد دوستانتان، خانواده تان و حتی خانه تان قضاوت می کنند. 

خانم ها نسبت به آقایون ارزش بیشتری برای خانه خود قائل اند و از همه اسباب و اشیاء داخل آن خیلی خوب مراقبت می کنند. درواقع، اکثریت آنها عقیده دارند که جایی که سرشان را برای خواب روی آن میگذارند، تا حد زیادی نشان دهنده شخصیت آنهاست و نشان می دهد که چه چیز برایشان اهمیت بیشتری دارد. اولین قدم در این راه این است که از تمیزی و مرتب بودن خانه تان اطمینان یابید. اما مسائل دیگری هم هستند که شایسته توجه اند. باید کاری کنید که خانه تان در نگاه اول تاثیر زیادی روی همسرتان بگذارد. 

خانم ها خانه شما را بسیار دقیق تر از دوستانتان بررسی می کنند و برحسب آنچه که در آن می بینند یا نمی بینند، آن را ارزیابی می کنند. در این مقاله تصمیم گرفته ایم که مهمترین چیزهایی که خانم ها به آن توجه می کنند را برایتان عنوان کنیم تا بااستفاده از آن خانه تان را طوری طراحی و مرتب کنید که توجه نامزدتان را به خود جلب کند. 


او چه می بیند: نبود کتاب 

این یعنی: نبود مغز 

در کتابخانه محل ثبت نام کنید و هر از چند گاهی نیز سری به کتابروشی ها بزنید و کتاب های جدید را خریداری کنید. گرفتن اشتراک برخی مجلات و روزنامه ها هم بسیار مفید واقع می شود و موضوعات آن برای شروع صحبت بسیار جالب است. همچنین بودن مجله و روزنامه در خانه تان باعث می شود که او تصور کند شما فردی به روز هستید و از اخبار و اطلاعات جدید هم آگاهی لازم را دارید. برای گذاشتن تاثیری عمیق تر می توانید از افرادی که کتابهای دست دوم خود را می فروشند چند جلد کتاب درست و حسابی خریداری کنید. اینکار باعث می شود او تصور کند که حداقل چند بار هرکدام از آن کتابها را خوانده اید—مگر اینکه آن کتاب جزء کتاب های محبوب او باشد که بخواهد چند ساعت درموردش با شما صحبت کند. 


او چه می بیند: حمام کثیف 

این یعنی: نبود بهداشت 

اگر محلی که به نظافت شما اختصاص دارد کثیف باشد، او پیش خود تصور خواهد کرد که خودتان چقدر باید آلوده و کثیف باشید. در تمیز کردن حمام سه نکته زیر همیشه به یادتان باشد: 

کف حمام باید کملاً تمیز باشد. روی کابینت ها هم باید تمیز و مرتب باشد. 
توالتتان باید کاملاً تمیز باشد چون به هر حال خانم ها از آن استفاده خواهند کرد. 
وجود حوله و صابون در حمام بسیار مهم است. واقعیت نشان می دهد که خانم ها معمولاً تمایل بیشتری به شستن دست هایشان نشان می دهند. از اینرو اطمینان یابید که صابون خوب و حوله های تمیز در توالت وجود داشته باشد. 

او چه می بیند: آشپزخانه کامل (کتاب آشپزی، لوازم آشپزخانه) 

این یعنی: علم مهارت های خانه داری 

وجود لوازم مورد نیاز در آشپزخانه برای خانم ها اهمیت زیادی دارد. همچنین وجود یک کتاب آشپزی خوب و کامل هم در آشپزخانه ضروری است. لازم نیست که هزار دستور آشپزی برای خود نگه دارید، یک کتاب کامل که انواع غذاهای متداول را در آن آموزش داده باشد و همچنین چند دستور غذای خانگی که قبلاً امتحان شده باشد کافی است. 


او چه می بیند: یادبودهای ورزشی درمقابل لوازم ورزشی 

این یعنی: ورزشکار بازنشسته 

یادبودهای ورزشی برای خیلی از خانم ها مسئله ای کاملاً بیگانه است، به همین خاطر مدال هایی که در دوران دبیرستان در تیم بسکتبال کسب کردید ممکن است آنقدر که برای دوستانتان جالب و هیجان انگیز است برای دختر مورد نظرتان نباشد. درعوض بهتر است در خانه تان لوازم ورزشی داشته باشید تا او بیشتر احساس کند که شما به ورزش اهمیت می دهید. 


او چه می بیند: خاطراتی از روابط پیشین 

این یعنی: وابستگی به گذشته نشان می دهد که شما در دسترس او نیستید 

این خیلی ساده است: عکس دوست دخترهای گذشته تان جزء اشیاء ممنوعه است و باید از دید خارج شود. این مسئله درمورد هدایا یا کلیه لوازمی که با آن با دوست دختر قدیمتان خاطره داشته اید هم صدق می کند. اگر این اشیاء کاملاً تزئینی هستند و احساسات را زنده می کند باید تا حد امکان از دید خارج شوند، اما اگر کارایی داشته باشند مثل کاناپه ای که خیلی دوستش داشته باشید و حاضر نباشید به هیچ قیمتی آن را تعویض کنید، می توانید خاطره آن را تا زمانیکه دختر مورد نظر دیگر نامزد شما شد، مخفی نگاه دارید. 


او چه می بیند: گل و گیاه و سایر موجودات زنده 

این یعنی: می توانید از چیزی غیر از خودتان هم مراقبت کنید 

البته این موجودات زنده نباید آنقدر زیاد باشند که خانه شما را مثل جنگل کرده باشند، اما نگه داشتن چند گل و گیاه زیبا که همیشه خوب و سالم به نظر برسند و نیاز به مراقبت کمی هم داشته باشند مثل کاکتوس بسیار عالی است. اگر حیوانی دارید که چندان از تازه واردها خوششان نمی آید، بهتر است درحضور فرد مورد نظر حیوان را در قسمت دیگر خانه نگه دارید تا باعث ترس او نشود. 


او چه می بیند: عکس های خانوادگی یا یادگاری های دوران کودکی 

این یعنی: شما فردی اصیل و سازگار هستید 

خانه ای که هیچگونه نشانی از گذشته در آن نباشد باعث می شود او متعجب بماند که چه چیز را از او مخفی می کنید. پس قبل از اینکه برای اولین بار او را به خانه تان دعوت کنید، بهتر است نشانه هایی از گذشته در خانه تان استفاده کنید. البته منظورم این نیست که عکس خودتان و 10 دوست دیگرتان را که همگی بعد از شنیدن خبر رد شدن در کنکور به دیوار تکیه داده اید به دیوار بزنید. وجود حداقل یک عکس خانوادگی کار خود را خواهد کرد. می توانید از عکس هایی که درمسافرت کنار خانواده می انداختید یا عکس فارغ التحصیلی خود را قاب کرده روی بوفه بگذارید. 


او چه می بیند: تلویزین صفحه بزرگ پلاسما، پلی استیشن و دستگاه های بازی 

این یعنی: وقت آزاد زیادی دارید و هنوز عادات کودکی خود را ترک نکرده اید 

با اینکه از بازی با دوستان خودتان شب جمعه ها بسیار لذت می برید اما حواستان باشد که قبل از آمدن نامزدتان به خانه تان این ریخت و پاش را جمع و جور کنید. اگر همه چیز مرتب و سر جای خود باشد او حرفتان را باور می کند که فقط سالی یکبار به سراغ این بازی ها می روید. 


او چه می بیند: چیزهایی که به دیوار آویخته می شود مثل تابلو یا آثار هنری 

این یعنی: شما خیلی وقت است که در آن خانه اقامت دارید و اطرافتان برایتان اهمیت زیادی دارد 

لازم نیست حتماً مال و منال زیادی داشته باشید تا به نظر برسد که در خانه تان جا افتاده اید. گذاشتن پوسترهای قدیمی داخل قاب قبل از آویزان کردن آنها روی دیوار ، شکل بهتری به آنها می دهد. سعی کنید از تابلوهای نقاشی و هنری خوب روی دیوارها استفاده کنید تا کمی فرهنگی تر و باکلاس تر به نظر برسید. 

او چه می بیند: یخچال پر با محتویات کامل 

این یعنی: خودبسندگی 

اگر یخچالتان فقط حاوی نوشیدنی و کمی ادویه جات باشد، که 8 جعبه سیریال هم روی آن قرار گرفته است، طرفتان با خود فکر خواهد کرد که یا معمولاً غذایتان را بیرون می خورید، یا خوب غذا نمی خورید و یا عادت به مهمان داشتن ندارید. گذاشتن چند نوع میوه داخل ظرف و گذاشتن آن روی کانتر آشپزخانه یا پر کردن یخچال از موادغذایی لازم و اصلی مثل تخم مرغ، نان، و سبزیجات وقت چندانی نمی برد و درعوض باعث می شود که ماندن نامزدتان هم کمی بیشتر طول بکشد. 


خانه شما قلعه شماست 

درست کردن خانه به شکلی که شما را مردی جدی قابل تکیه کردن نشان دهد وقت چندانی نمی برد. همان مقدار تلاشی را که برای جلب توجه او در اولین تماس تلفنی یا قرار ملاقات می گذارید باید در مرتب کردن خانه هم بگذارید. اینکار باعث می شود که تاثیر بسیار شگرفی بر او گذاشته و او به قبول دعوت های بعدیتان هم راغب باشد. لازم به ذکر است که فریفتن خانم ها در خانه ای که به نظرشان راحت و زیبا باشد بسیار راحت تر خواهد  بود.


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: خانه ,داشته ,زندگی ,کنیم ,بیند ,کتاب ,قرارهای ملاقات ,داشته باشند ,قرار ملاقات ,همین دلیل ,داشته باشید

5 مرحله تکامل عشق

عشـق مـیـان دو فـرد طــی چنـــدین مرحله متفاوت تکامل
می یـابد که به مـنـظور بــقای عشق هر کدام ازاین مراحل
اهمیت خاص خود را دارا میباشد این مراحل شامل:

مجذوب شدن، دلربایی، هوس (اشتیاق مفرط)، صمیمیت
و تعهد است:

1- مرحله مجذوب شدن
واکنــش مـثـبـت نسـبت به یک شخص است که خود به دو
مرحله تقسیم بندی میگردد:

* مجذوب شدن فیزیکی: هنگامــی روی مــــی دهد که
جـسم شمـا نــــسبت به یک شخص از خود واکنش نشان
میدهد. واکنشهایی همچون: افزایش ضربان قلب، افزایش درجه حرارت بدن، تعریق کف دستها و دلهرگی. این مرحله سطحی ترین و ابتدایی ترین مرحله عشق میباشد اما در عین حال یکی از قدرتمند ترین عوامل است.

* مجذوب شدن عاطفی: هنگامی که اوضاع و احوال مساعد و مطلوب باشد شکل میگیرد. پس از آنکه شما از لحاظ فیزیکی مجذوب شخصی گردید سپس باب گفتگو را با وی خواهید گشود و اگر متوجه شدید که اشتراکاتی با یکدیگر دارا میباشید از قبیل سرگرمیها، طرز تفکر، ایدئولوژی، شغل، تحصیلات، علایق و دیگر زمینه های مشترک سپس از لحاظ احساسی مجذوب یکدیگر خواهید گشت.

همچنین مجذوب شدن از لحاظ عاطفی حتی میتواند در فقدان مجذوب شدن از لحاظ فیزیکی نیز به وقوع بپیوندد. در این صورت پیوند و رابطه مستحکم تری ممکن است میان دو فرد ملاقات کننده پدید آید. زیرا پیشداوریها و پیش فرضهای مبتنی بر ظاهر فیزیکی دیگر وجود نخواهند داشت. 


2-دلربایی
در اصل به عمل تلاش برای تاثیرگذاری و جلب توجه و نظر فردی دیگر توسط توجه متقابل و اهدای هدایا و غیره اطلاق میگردد. دلربایی نیز دو قسم است:


دلربایی خودخواهانه و دلربایی غیر خودخواهانه و با خلوص نیت.

دلربایی خود خواهانه: هنگامی روی میدهد که شما اقدام به اعمال رمانتیک میزنید صرفا بمنظور منفعت شخصیی خودتان. مانند هدیه دادن برای تحت تاثیر قرار دادن شریک خود. در واقع شما دلربایی را بعنوان یک آلت و به عنوان معامله بکار میبرید. 

دلربایی خالصانه:هنگامی روی میدهد که شما تنها برای دلخوشی و لذت شریکتان دست به اعمال رمانتیک میزنید. شما نیز تنها از خوشحالی و لذت شریک خود ابراز خوشنودی میکنید.

دلربایی (و یا عشق) خودخواهانه خیلی زود به سردی گراییده و زایل میگردد. اما دلربایی ( و یا عشق) عاری از هر گونه خودخواهی تداوم خواهد یافت. از آنجایی که دلربایی و رمانتیک بودن یک عمل میباشد بسیاری از افراد که مدت زیادی را با یکدیگر گذرانده اند آن را به دست فراموشی میسپارند اما با تلاش آگاهانه قادر خواهند بود شعله های آن را مجددا افروخته سازند.


3- مرحله هوس(اشتیاق مفرط)
آرزوی داشتن فردی، تا آن حد که جدایی از آن فرد غیر ممکن میگردد. این هنگامی است که رابطه احساسی مبدل به رابطه فیزیکی میگردد. این مرحله بسیار حائز اهمیت است. این مرحله لحظه ای است که رابطه به یک دو راهی منشعب میگردد که دو فرد میباید یکی از آن دو راه را برای ادامه مسیر برگزینند: یک راه که به تباهی می انجامد و مسیر دیگر که به مرحله والاتر منتهی میگردد. 


4- مرحله صمیمیت
به یک ارتباط تنگاتنگ و بسیار نزدیک اطلاق میگردد. دو فرد افکار، عقاید، احساسات و رویاهایشان را با یکدیگر قسمت میکنند. در یک صمیمت حقیقی چیزی برای پنهان ساختن از یکدیگر وجود نخواهد داشت. صمیمیت یک پدیده ناگهانی نبوده بلکه یک روند تدریجی و پیشرونده میباشد که هیچگاه متوقف نمیگردد. هرگاه صمیمیت در یک رابطه وجود نداشته باشد ممکن است آن رابطه برای مدتی دوام بیاورد اما همیشگی نخواهد بود.


5- مرحله تعهد
به التزام برای صادق و وفادار ماندن به همسر خود در سراسر سختیها و خوشیهای زندگی اطلاق میگردد. اگر شما قادر بوده اید تا این مرحله از عشق پیشروی کنید پس چرا میخواهید به همه چیز پشت پا بزنید؟ به یکدیگر گوش دهید، با یکدیگر سازش کنید و به خاطر داشته باشید که برای دستیابی به این مرحله و موفقیت مسیر دشواری را پیموده اید. بنابراین قدر جایگاه خود را بدانید. 

در کـانون خـانواده آنـچه که باعث تداوم و بقای صـمیـمیـت مـیگردد رفتارها و اعمال زن و مرد نسبت به هم میباشـد. در این میان نقش یک زن می تواند در ایجاد فضایی دلپذیر و جذاب بسیار مهم و قابل توجه باشد. تاثیر پذیری مـردان در بـرابـر رفـتـار زنان امری بدیهی بــوده و مـی تواند حتـی در سرنوشت یک رابطه و کامیابی های زندگی مؤثر باشد. در ایـن بـخش به 6 روش آسان که هر زنی می تواند بـرای مجذوب نمودن شوهر خود بکار بندد را ملاحظه میکنید.



1- متفاوت باشید 

با آنکه ممکن است جذابیت مهم باشد اما کافی نیسـت. تعریف جذاب و دلربا به چشم تمام مردان یکسان نمیباشد. حال پرسش اینجا اسـت که شما چگونه میتوانید متفاوت باشید؟ بگذارید برایتان مثالی بیاورم:اگـر شما دارای لهجه مــنحصر بفردی هستید، آن را از دیگران پنهان ننموده و یـا جواهر آلات عجیب و غـریـب و لـوازم نا متعارف با خود حـمـل کـنـیـد تـا سبب متمایز شدن شما از دیگران گردد. هر گاه شبیه باقی زنان باشید زود فراموش می گردید و این چیزی نیست که میخـواهـید. شما مـایـلـیـد از خـود اثـری بـجای بـگذارید که مرتبط به یک یـا دو خصوصیت منحصر بفرد شما باشد. 

2- یک کار غافلگیر کننده انجام دهید

ایـن کـار اندکی ریسک برانـگیـز اسـت چـون مـمـکن اسـت شوهر شما اهل ماجراجویی نـبـوده و وحـشت زده گردد. امـا اگـر وی مـاجراجـو بـاشد بـسیار از آن لـذت برده و فـردای آن روز نیز ممکن است منتظر ماجراجویی باشد . پـیشنـهاد دیـگر مـن بـه شما آن است که کـارهایی که دور از انتظار شوهرتان میباشد را انجام دهید مثلا با پوشیدن لباسهای غیر معمول و هر آنچه که فکر میکنید بیاد ماندنی خواهد بود. 

3- خصوصیت استثنایی خود را رو کنید

شگفت انگیز است که اغلب زنان فراموش می کـنـنـد بـه کارهایی که در آنها تبحر دارند اشاره نمایند. اگر به زبان دیگری صحبت می کنید، در گذشته در کــشور خارجی زندگی می کرده اید، شغلهای داوطلبانه ای را قبول کرده بوده اید و یا در تابستان در بیابان اردو زده بـوده اید، حتما در مــورد آنـها صحبت به میان بیاورید. اگر ایـن کار را بکنید شوهرتان به شـما همانند یک فرد منـحصر بفرد و جـالب تـوجه نگاه خـواهد کــرد. نـیازی نیست که حــتما فرد بامزه و شوخ طبعی باشید. بامزه بودن برای اکثر مردم دشوار است چون اگـر نتوانید به طـور واقعی بامزه باشید و مصنوعی رفتار کنید خود را مضحکه دیگران خواهید کرد. اما اگر داســتان جالب تــوجـهی برای گفتن داشتـه باشیـد هــمه ساکت شده و به شما گوش فرا خواهند داد.

4- گوش دهید،گوش دهید وباز گوش دهید

بـیـشـتر مردان دارای این تصور غلط می باشند که زنان زیاد حرف می زنـنـد. شـمـا باید اطمینان یابید که به اندازه کافی گوش می دهیـد. در اینجا نیاز دارید تا مرد خود را دقیقا بشناسید. بسیاری از مردان کم حرف میباشند و نه تنها شما باید با آنها بسیار صحبت کنید بلکه آنها را باید به صحبت کردن نیز وادارید. می توانید با یـک مـوضـوع دلـخـواه خود شروع کرده و پرسشهای کوتاهی از وی بپرسید. این کار واقعا یک هـنر است و شما نیاز به تمرین خواهید داشت. هنگامی که پاسخ کوتاهی دریافت کردید می باید پرسشهای متوالی دیگر از وی بپرسید تا او را به صحبت کردن بیشتر وادارید. میتوانید نظرات خود را نیز ما بین آنها بگنجانید که مانند بازجویی جلوه نکند. مطمئن باشید وقتی شـما را ترک میکند با خود خواهد گفت: "اون واقعا به من علاقه داره" 

5- فرد دلپذیری باشید

هـیـچ انـسـانی وجـود نـدارد که مفتون و شیفته یک فرد دلپزیر و نازنین نگردد. از سخنان منفی به هر شکل جدا خودداری کنید. اگر عــقیده مصرانه ای راجع به مباحثی همچون سیاست و یا مذهب دارید بهتر است که موضوع بحث را مؤدبانه تغییر دهید. چیز دیگری که باید مراقب آن باشید دوری از بحث و مجادله میباشد. نظرات و عقاید هر کس محترم است و هیچ دلیلی ندارد که شما تلاش کنید تا عقاید دیگران را تغییر دهید. ایـن خـیلی خوب است که نظرات خود را راجع به موضوعات بحث انگیز با دیگران قسمت کنـید بدون آنکه فرد مقابل خود را مجبور گردانید که بپذیرد در اشتباه است. و یـا آنکه او را بر اساس عـقـایدش مورد ارزیابی قرار دهید. در آخر آنکه او را خجالت زده نکنید. هـیـچ کـس کـامل نیست و همه ما اشتباه می کنیم. به خـاطر داشته باشید که هیچ چیز بدتر از شرمنده شدن نمیباشد. 

6- خود را آراسته کنید

مـردان موجودات احساساتی نبوده و بیشتر به قوه بینایی خود متکی هستند بنابر این بهتر است خود را بـرای شوهرتان بیارایید. برای راضی کردن مـردها کـافی اسـت آنچه را که دوست دارند در برابر دیدگانشان قرار دهید.


منبع: http://mizekareman.blogfa.com

کلمات کلیدی: مرحله ,مجذوب ,میگردد ,دلربایی ,یکدیگر ,رابطه ,اطلاق میگردد ,تغییر دهید ,قرار دهید ,داشته باشید ,اعمال رمانتیک ,اعمال رمانتیک میزنید